بيست و چهار هزار بود سوى او آمده بودند از اين جمله چهار هزار كس قرشيان و اتباعشان بودند كه سيصد اسب و چهارصد شتر داشتند و سالارشان ابو سفيان صخر بن حرب بود .
مسلمانان نيز سه هزار كس بودند و اين در ماه شوال و بقولى ذى قعده بود .
سلمان فارسى دربارهء خندق با پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم سخن گفت و او خندق بكند و دشمنان بمحاصرهء مدينه پرداختند و از دو سر تيراندازى ميشد . آنگاه خداوند پيغمبر خود را فيروز كرد و احزاب را شكست داد و آنها را خشمگين پس برد كه خيرى نيافتند . پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم ابن ام مكتوم را در مدينه نيابت داده بود . در مدت توقف دشمنان بر كنار خندق اختلاف است . بعضى گفتهاند يك ماه و بعضى گفتهاند پانزده روز بود و جز اين نيز گفتهاند .
پس از آن او صلى الله عليه و سلم بجنگ يهودان بنى قريظه رفت كه قرشيان را بر ضد او كمك كرده بودند . وقتى از جنگ خندق فراغ يافت سوى آنها شتافت و اين هفت روز مانده از ذى قعده بود . بنى قريظه نزديك مدينه بودند و آنها را پانزده روز و بقولى بيشتر محاصره كرد . آنگاه به حكميت سعد بن معاذ بن نعمان بن امرؤ القيس بن زيد بن عبد الاشهل سالار اوس تسليم شدند او بگفت تا مردانشان كشته و زن و فرزندانشان اسير شوند . سعد در جنگ خندق تير خورده بود و رگ اكحل او قطع شده بود و سبب مرگ او شد ، و هفتصد و پنجاه كس از قريظه را دست بسته گردن زدند .
پيغمبر بمدينه كه ابو رهم غفارى كلثوم بن حصين را در آنجا نيابت داده بود بازگشت و سعد بن معاذ پس از بازگشت پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم بمدينه درگذشت .
در همين سال پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم زينب دختر جحش بن رئاب
التنبيه والإشراف ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: المسعودي
ص٢٢٩