را به پذيرفتن آن وادار كرد و بجنگيد تا اين دين رواج يافت . ايرانيان پيش از آن بر دين حنيفان يعنى صابيان بودند و اين مذهب را بوذاسب به طهمورث عرضه داشته بود .
حنيف يك كلمهء سريانى است كه معرب شده و اصل آن حنيفوا بوده است .
گويند تلفظ آن با حرف مخصوص ما بين با و فاست ، زيرا سريانيان فا ندارند .
گويند كه صابيان به صابى بن متوشلخ بن ادريس انتساب دارند كه وى پيرو دين حنيفى قديم بود و بقولى نسب ايشان به صابى بن مارى است كه بروزگار ابراهيم خليل عليه السلام بوده است . سخنان ديگر نيز هست كه در كتابهاى سابق خويش بتفصيل آوردهايم .
زرادشت كتاب معروف ابستا را آورد كه چون معرب شد قافى بدان افزوده ابستاق گفتند .
ابستا بيست و يك سوره داشت كه هر سوره دويست ورق بود و شمار حروف و صداهاى آن شصت حرف و صدا بود و هر حرف و صدائى صورتى جدا داشت .
بعضى حروف مكرر بود و بعضى ديگر حروفى بود كه ساقط ميشد ، زيرا خاص زبان ابستا نبود .
اين خط را زرادشت پديد آورده بود و مجوسان آن را دين دبيره يعنى نوشتهء دين نامند . ابستا را بوسيلهء ميلههاى طلا به زبان فارسى قديم بر دوازده هزار پوست گاو كنده بودند .
اكنون هيچكس معنى اين زبان را نميداند و بعضى از سورهها به فارسى كنونى نقل شده كه بدست دارند و در نمازهاى خويش ميخوانند . مانند اشتاذ و جترشت و بانيست و هادوخت و سورههاى ديگر . موضوع جترشت قصهء آغاز و انجام جهان است و هادوخت موعظه است .
التنبيه والإشراف ( فارسي ) — صفحة 86
مساهمون: المسعودي
ص٨٦