آنچه را كه خداوند به تو بخشيده و تو در نزد او به وديعه گذاردى ، در حقيقت ملك اوست ، و تو در نزد او به عاريت و وديعه گذاردهاى ؛ بنا بر اين حتّى در ذهن و خاطر و يا در دل خويش با مالكيّت او مخالفت منما ، تا مبادا خود را شريك خداوند شمرده ، و به هلاكت مبتلا گشته و خشنودى او از دستت برود .
اگر اين سفارش مرا بپذيرى و توبه يا طلب عفو نموده ، و يا چنان كه گفتيم خود را تسليم خداوند نمايى ، و به شرحى كه ياد آور نشديم ، همه چيز خود را در نزد او به وديعه گذارى ، بىگمان خداوند حافظ و نگاهبان تو بوده ، و از تو حمايت نموده و پناه خواهد داد ، و هيچ فساد و تباهى در هيچ امرى ( كم و زياد ، و كوچك و بزرگ ) بر تو وارد نخواهد شد .
در بعضى از حكايات به نقل از مردى آمده است : عقرب نايابى را ديدم كه بر پشت لاكپشتى سوار شده و لاكپشت آن را از يك سوى رود نيل به سوى ديگر كه من در آنجا بودم ، مىبرد ، وقتى آن را به كنار آب رسانيد ، عقرب بر زمين فرود آمد ، و من دنبال آن روانه شدم ، با خود گفتم كه اين عقرب جريانى دارد لذا پىگيرى كردم ، تا اينكه عقرب به پايين تنهء درختى رسيد و از آن بالا رفت و بر روى شاخهاى رفت كه مارى روى آن آويزان و جوانى در زير آن خوابيده بود ، عقرب دم مار را گزيد ، و مار مرده به زمين افتاد . اين امر در نظر من بسيار بزرگ آمد ، به سوى آن جوان آمدم و بيدارش نمودم و گفتم : به اين مار نگاه و ببين خداوند چگونه تو را از آن سالم نگاه داشت . و اين ابيات را براى او خواندم :
يا نائما و الجليل يحرسه * ممّا [ يلاقى ] في حندس الظّلم
كيف تنام العيون عن ملك * تأتيك منه فوائد النّعم ؟
- اى به خواب رفتهاى كه خداوند بزرگ ، تو را از امورى كه در تاريكيهاى بسيار شديد براى تو پيش مىآيد ، پاس مىدارد .
چگونه چشمهايت از توجّه به پادشاهى كه بهرههاى نعمتها از سوى او به تو مىآيد ، به خواب مىرود ؟