بردبارىات پيمودهام ، و از درى داخل شدهام كه قوم حضرت ادريس و يونس عليهما السّلام از آن وارد شدند و آنان را مورد مرحمت خويش قرار داده و به واسطهء خشم پيامبرت بر آنها ، بر عذابشان اصرار ننمودى . و از درى وارد شدهام كه ابليس با علم به اصرارورزى پيوستهاش بر نافرمانىات از تو مهلت خواست ، و تو خواستهاش را اجابت نمودى . و بر درى ايستادهام كه هدايت و عنايت خويش را بر ساحران و افسونگران فرعون آغاز نمودى ، تا اينكه از دوستان تو گرديدند ، با وجود اينكه از دشمنان تو بودند ، و بر همان در ايستادهام كه هدايت و عنايتت را بر امّتهاى پيامبران پيشين كه پيوسته بر پرستش بتها روى آورده و مستحقّ نابودى بودند ، آغاز فرمودى ، پس از روى خشم و غضب پيامبرى را به سوى آنان گسيل داشتى كه ايشان را راهنمايى كرد ، تا اينكه عدّهء بسيارى از اوليا و عزيزان درگاهت گرديدند . و بر در رحمت رسولت حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله ايستادهام ، و به وسيلهء رحمت او يارى مىجويم و اميدوارم كه گناهانم بيشتر از امّت حضرت موسى عليه السّلام نباشد ، آنان كه گوساله پرست بودند ، و گفتند :
فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا
« 1 » - تو و پروردگارت برويد و با او بجنگيد .
و گفتند :
أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً
. « 2 » - خدا را آشكارا به ما نشان بده .
ولى با وجود اين همه گناه ، حضرت موسى عليه السّلام از آنان شفاعت نمود ، به حدّى كه در تورات ديدم كه وى به تو - جلّ جلالك - عرض كرد : « اگر شفاعت مرا در بارهء آنان نمىپذيرى ، نام مرا از رسالت و پيامبرى محو فرما . » و تو اى خدا ، شفاعت او را پذيرفتى و با اينكه مرده بودند زندهشان گردانيدى ، و آنان را بسان كسانى كه
هامش
( 1 ) مائده ( 5 ) : 24 .
( 2 ) نساء ( 4 ) : 153 .