پايداريى كه فنا و نيستى با آن نيست ، و رهايى كه هيچ گونه نابودى با آن نخواهد بود ، و بياييد به سوى حياتى كه مرگى در آن نيست ، و به سوى نعمتى معنوى كه نابود نمىگردد ، و به سوى سلطنتى كه زوال ندارد ، و به سوى خوشى و سرورى كه اندوهى همراه آن نيست ، و به سوى انسى كه هيچ تنهايى در آن نيست ، و به سوى نورى كه هيچ تاريكى در آن نيست ، و به سوى گشايشى كه تنگى در آن نيست ، و به سوى بر افروختگى و شادمانىاى كه پايان پذير نيست . و به سوى توانگرىاى كه هيچ نيازى به ديگران در آن نيست ، و به سوى تندرستىاى كه هيچ بيمارى در آن نيست ، و به سوى سرافرازىاى كه هيچ ذلّت و خوارى در آن نيست ، و به سوى قدرتى كه هيچ ناتوانى در آن نيست ، و به سوى كرامتى چه كرامت و بزرگوارىاى ! بشتابيد به سوى شادمانى دنيا و آخرت ، و نجات آخرت و اين جهان .
در بار دوّم كه مؤذّن مىگويد
« حىّ على الفلاح »
، در واقع مىگويد : از يك ديگر پيشى گيريد به سوى آنچه كه شما را بدان دعوت نمودم ، و به سوى كرامت بسيار و افزون ، و منّت عظيم و نعمت بلند پايه و رستگارى بزرگ و نعمت جاودانى در جوار حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله در مقام صدق و راستى ، نزد خداوندى كه فرمانرواى مقتدر و تواناست .
معناى
« اللَّه أكبر »
اين است كه در واقع مؤذّن مىگويد : خداوند ، بالاتر و بزرگتر است از اينكه احدى از مخلوقاتش از كرامتى كه او براى بندهاش مهيّا نموده ، آگاه باشند ، آن بندهاى كه او را پذيرا گشته و از او اطاعت نموده و او را شناخته و بندگى نموده و به يادش مشغول گرديده و نسبت به او محبّت ورزيده و با او انس ، و به او آرام گرفته و بر او اعتماد نموده ، و از او بيم و هراس داشته و به او مشتاق گشته و با حكم و قضاى او موافقت نموده و بدان خشنود باشد .
در بار دوّم
« اللَّه أكبر »
در واقع مىگويد : خداوند ، بزرگتر و بالاتر و بزرگوارتر از آن است كه احدى اندازهء كرامت او نسبت به دوستان ، و اندازهء عقوبتش نسبت به دشمنانش ، و اندازهء گذشت و آمرزش و نعمتش را براى كسى كه دعوت او و
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٦٥