104 : امير المؤمنين عليه السلام فرمود : « مريض شدم و پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به عيادتم آمد و من بىقرارى داشتم و نمىتوانستم آرام بگيرم . فرمود : « اى على ! شديدترين بلاها را انبياء تحمل مىكنند و بعد از آن ، جانشينان آنها و يكى پس از ديگرى بر اثر مراتبشان بلاهاشان شديد است . اين بشارت را به تو بدهم كه اين ، بهرهاى از عذاب خداوند است كه برايت پاداش و ثواب هست .
سپس فرمود : آيا دوست دارى كه خداوند بيمارىات را بر طرف كند ؟ »
گفتم : « بله . »
فرمود : بگو : « اللهم ارحم جلدى الرقيق و عظمى الدقيق و اعوذ بك من فورة الحريق يا امّ ملدم ان كنت آمنت باللّه فلا تأكلى اللحم و لا تشربى الدم و لا تفورى من الفم و انتقلى الى من يزعم انّ مع اللّه الها آخر ، فانّى اشهد ان لا إله الا اللّه وحده لا شريك له و اشهد انّ محمدا عبده و رسوله . »
امير المؤمنين عليه السلام فرمود : « اين دعا را خواندم و در همان ساعت خوب شدم . »
105 : امام صادق عليه السلام فرمود : « هر مشكلى كه به ما مىرسيد و اين دعا را مىخوانديم ، فقط سود و منفعت به ما مىرسيد و ما اين را به زنان و كودكانمان نيز ياد داديم . » « 1 »
امام صادق عليه السلام فرمود : « اين دعا را براى تب و سردرد بنويس ( داخل پارچهاى بگذار و هفت گره بزن و بر هر گرهى سوره حمد بخوان و به سر تبدار بگذار ) و به بازوى راستت آويزان كن : ( بسم اللّه الرحمن الرحيم ، سوره حمد ، ناس ، فلق ، توحيد ، بسم اللّه الرحمن الرحيم ربّ الناس ، اذهب الباس و اشفعه يا شافعى فانّه لا شفاء الا شفاءك ، شفاء لا يغادر سقما ، بيدك الخير انك على كل شىء قدير
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ،
بسم اللّه الرحمن الرحيم
هامش
( 1 ) . السرائر ، ص 375 و بحار ، ج 62 ، ص 276 .