كه براى ثبات اشياء جاى بسيار مناسبى است و مردم به راحتى مىتوانند به كارهايشان بپردازند و به آرامى بنشينند و بخوابند و هيچ خللى در كار آنها وارد نشود .
حالا عكس اين مطلب را در نظر بگير ، اگر زمين ، ناآرام و لرزان بود ، مردم نمىتوانستند ساختمان بسازند و نجارى كنند و يا به شغلهاى ديگر مشغول شوند . اگر زمين مىلرزيد ، زندگى براى آنها شيرين و گوارا نبود ؛ اگر به مردمى بنگرى كه دچار زلزلهاى زودگذر شدهاند و خانه و كاشانه خود را رها كردهاند و فرار مىكنند ، بيشتر به اين سخن پى مىبرى .
اگر كسى بگويد : چگونه زلزله پديد مىآيد ؟
بايد به او گفت : زلزله و امثال آن ، براى اين است كه مردم غافل نشوند و از گناهان دورى كنند . تمام بلاهايى كه به انسان مىرسد ، به خاطر اين مطلب است و به سود و مصلحت و براى استحكام آنان است . اگر انسانهايى نيكوكار و صالح باشند ، باعث مىشود در آن دنيا ثواب اعمال برايشان ذخيره شود و چه بسا كه صلاح عموم و خصوص مردم در اين است كه در رسيدن چنين بلاهايى عجله شود . »
زمين سرد و خشك
« زمين به آن شكلى كه خداوند آفريده ، سرد و خشك است ، همانند سنگ و تفاوت قسمتهايى از زمين با سنگ ، در خشكى بيشتر سنگ است . اگر تمام زمين همانند سنگ ، سفت و سخت مىشد ، آيا گياه و يا درختى مىروئيد تا غذاى حيوانى باشد و يا مىشد كه زمين را شخم زد ؟
مگر نمىبينى كه خشكى سنگ كم شده و به خاك نرم تبديل شده تا براى كار كردن بر روى آن آماده شود ؟ »
توزيع آب بر روى زمين
« از تدبير خداوند دانا و حكيم آن است كه اكثر نقاط قسمت شمالى زمين ، بلندتر از نقاط قسمت جنوبى آن است ، چون آبها بر روى زمين