آن از عام مخصوص گردانيد ، از لطفىست از خدا بر من و پيامبر خود ، پيامبر گفت : اى على خدا به من دستور داده ترا به خويشتن نزديك گردانم و ترا بياموزم و با تو نرمى پيش گيرم از اين رو فرمان بردارى مىكنم .
سى و هشتم - پيامبر مرا به جنگى فرستاد و در بارهء من دعا كرد برخى از ياران وى از لطف به من اندوهناك گرديدند و گفتند : هر گاه محمد توانستى پسر عم خويش را به پيامبرى رساندى رسانيدى ، خدا مرا اين انديشه آگاه ساخت و بر زبان پيامبر گرامى داشت .
سى و نهم - از پيامبر شنيدم كه مىگفت : هر كه گمان برد مرا دوست دارد و على را دشمن دروغ گفته ، دوستى من و دوستى تو جمع نگردد مگر در دل مؤمن ، خدا دوستان ما را پيش روان اهل بهشت ساخته و دشمنان ما را به سوى دوزخ كشانده .
الخصال ( فارسي ) — صفحة 197
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٩٧