تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
خشنود مباش و مرا به همه فراموش مكن . زيرا خواستهء بسيار گناه‌ها را به فراموشى مىسپارد و ترك ياد من دلها را سخت مىكند .
ترجمهء ( 126 ) دو منش رهايى از خوره است - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه گفت : « ناخن گرفتن و آب خوره را چيدن از آدينه‌يى تا آدينهء ديگر رهايى از خوره يعنى جذام است » .
ترجمهء ( 127 ) سرگرمى به دو كار بزرگ - ابو ذر غفارى از بيم خدا مىگريستى تا ديده‌اش درد - گرفتى ، وى را گفتند دعا كن تا خدا ديده‌ات را تندرست گرداند ، گفت : به كارى سختتر سرگرم هستم و چشم من در آن راه چندان مهم نيست ، گفتند : آن كدام است ؟ گفت : بهشت و دوزخ »
ترجمهء ( 128 ) همهء جهان دو كلمه است و دو درم - ابو ذر غفارى در پهلوى كعبه ايستاد و گفت : من جندب پور سكن هستم ، مردمان گردوى فراهم آمدند . ايشان را پند داده نمىگفت : هر گاه كسى از شما سفرى كند توشه‌اى براى آن برگيرد . آيا سفر قيامت در پيش نيست ؟ مىخواهيد توشه‌يى براى آن برداريد . مردى به دو گفت ما را پندى ده . گفت : « روز گرم روزه گير براى توشهء قيامت و حجگزار براى كارهاى بزرگ و در دل شب دوگانه براى يگانه بگزار براى بيم گور . سخنهاى نيكو گوى و از گفتار زشت باز ايست . از تهى دستان دستگيرى كن شايد از گرفتارى آخرت رهايى يا بى جهان را به اندازهء دو
الخصال ( فارسي ) — صفحة 30 | الشيخ الصدوق / سيد محمد ناصر گيلانى / مدرس گيلاني