چون بازگشت عبايش را دزديده بودند . بانگ برآورد : كه عباى مرا بردند ، بيرون مسجد در دست مردى يافت آن مرد را نزد پيامبر ( ص ) آورد . بعد از اثبات پيامبر فرمان داد دست آن مرد دزد را ببرند .
صفوان گفت : اى پيامبر هر گاه براى عباى من دستش بريده مىگردد ؛ من عباى خود را به دو بخشيدم .
پيامبر گفت : پيش از آنكه نزد من بياورى در مىگذشتى دست وى بريده نمىشد اما بعد از اثبات و نزد من آوردن بخشيدن تو سودى ندارد . خلاصه اين سه دستور از اين قرار است : يكم - پيامبر گفت :
زرهها را به عاريت مىستانم كه بعدا باز پس دهم . دوم - پيش از فتح مكه همهء مسلمانان مكه وظيفه داشتند به مدينه حركت كنند و مهاجرت مهم بود اما پس از مهاجرت تباه شد و نخستين بار در بارهء صفوان روان شد . سوم - هر گاه پيش از محاكمه و صدور حكم صاحب كالا دزدى آن را به دزد مىبخشيد حد زائلشدمى اما بعد از حكم زائل نمىشد .
ترجمهء ( 446 ) براى سعد پور معاذ در اسلام سه مقام است
كه هر گاه همهء مردم يكى از آنها را داشتند ، براى همه اين مقام بسنده بود .
ترجمهء ( 447 ) دانايان سه گروهاند
- امام اول گفته : « جويندگان دانش دين سه گروهاند ، آنان را با نشانههاى ايشان بشناسيد : گروهى دانش را براى خودستايى و نادانزدگى فراگيرند ، و گروهى از ايشان براى سركشى و فريب مردمان دانش جويند و گروهى براى دريافتن و هوشمند شدن .
اما نشانهء خود نما و نادانزدگى ، آن است كه بينى كه در انجمنها چون نشيند مردمان را به