شافعى مىگويد : ولى ما آنانرا نه مجبور به اسلام مىكنيم و نه گردنشان را مىزنيم ، بلكه همچنانكه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم از آنان جزيه گرفت ، جزيه مىگيريم . البته على ( عليه السلام ) و عمر و عثمان هم با آنها كنار آمدند ، اگر چه عمر چنين حرفى زده بود ، اما عملا كارى نكرد . . .
- كنز العمال ج 4 ص 612
11770 - عمر مىگويد : نصاراى عرب اهل كتاب نيستند و ذبايح آنها براى ما حلال نيست و من دست از سر آنان بر نخواهم داشت ، يا بايد مسلمان شوند و يا بايد كشته شوند .
( عمر قائل بود كه حيواناتى را كه اهل كتاب سر مىبرند خوردنشان براى مسلمان حلال است . اما عجب اينجاست كه مسيحيان عرب را جزء اهل كتاب نمىدانست و ذبايح آنان را نيز حلال نمىشمرد ، چرا ، والله العالم ؟ ! ! )
برخورد شديد عمر با نصارا و يهوديان نجران و بيرون راندن آنان
- كنز العمال ج 4 ص 506
11499 - يحيى بن سعيد مىگويد : عمر يهوديان و مسيحيان نجران را بيرون كرد و اراضى و باغهاى انگور آنان را خريد . سپس همانها را به ديگران كرايه داد ، باينصورت كه اگر زمينها را كشت كنند و گاو آهن و وسائل از خودشان باشد ، دو ثلث از آن آنها و يك ثلث مال عمر باشد و اگر بذر را عمر بدهد ، نصف ، نصف و اگر نخلستانها را كرايه كنند ، يك پنجم بعنوان مزد از آن آنان و چهار پنجم سهم عمر و كرايه باغهاى انگور به اين صورت بود كه يك ثلث مال آنها و دو ثلث مال عمر .
* * * عمر و قريش
هر گاه سوره ( لإيلاف قريش ) را مىخواند صدايش را بلند مىكرد ! !
- الدر المنثور ج 6 ص 366
عبد بن حميد و ابن انبارى در مصاحف از عمرو بن ميمون روايت مىكند : نماز مغرب را پشت سر عمر بن خطاب خواندم ، در ركعت اول سوره ( والتين الزيتون وطور سينين ) و در ركعت دوم