تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 916

مساهمون:

ص٩١٦
ابو نصر بن قتاده . . . . از نافع مولى ابن عمر روايت مىكند : مسلمانانى كه شام را فتح كردند ، بلال و معاذ بن جبل هم در ميان آنها بودند . طى نامه‌اى به عمر نوشتند غنائمى كه بدست آمده يك پنجم مال توست و بقيه از آن ماست . چنان كه همين عمل را رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم انجام داد . عمر در جواب آنها نوشت : اينطور نيست كه شما مىگوئيد ، بايد همه آنها را به من بدهيد ، منهم متعهد مىشوم آنها را وقف مسلمانان كنم . اما آنها نپذيرفتند و بالاخره چندين بار بين آنها نامه‌نگارى شد و نتيجه‌اى هم نداشت . عمر كه امتناع آنها را ديد ، نفرين كرد و گفت : خدايا شر بلال و ديگر رفقاى او را كوتاه كن ، يكسال نگذشت كه همگى آنها از دنيا رفتند . . . ( در هيچ يك از كتب سنيها نيامده كه عمر مستجاب الدعوه بوده و دعاها و نفرين‌هاى او سريعا مستجاب مىشده است . اما اين مسأله در تواريخ آمده كه عمر بسيار خشن و كينه‌توز بوده و تاب و تحمل مخالفين خود را نداشته است ، به نظر مىآيد از بين رفتن بلال و رفقهاى او به نفرين عمر نبوده بلكه آنها بگونه‌هاى مرموزى بدست مأموران مخفى عمر به صورت مسموميت يا شيوه‌هاى ديگر از بين رفتند ، و براى آنكه نقشه ترور آنها بر ملا نشود ، مسأله نفرين عمر را مطرح كردند ! ! )

* * * حقيقتا گرداننده حقيقى دستگاه خلافت و خليفه حقيقى حتى در زمان خلافت ابوبكر ، عمر بن خطاب بوده است و بس ! ! !

خطبه عمر در روز اول خلافت ابوبكر ! !

- البداية والنهايه ج 6 ص 332 سپس ابوبكر پس از حمد و ثناى الهى گفت : اگر چه من براى خلافت انتخاب شده‌ام ، اما بهترين شما نيستم ، پس اگر به نيكى رفتار كردم ، ياريم كنيد و اگر بدى كرده‌ام در برابرم ايستادگى كرده و هدايتم كنيد . صدق و راستى امانت و كذب و دروغ خيانت است . ضعيف نزد من محترم است تا حق او را ستانده و به او برگردانم و قوى نزد من ضعيف است تا آنكه حق را از او ستانده و بازپس بگيرم ، هيچ قوم و گروهى جهاد در راه خدا را رها نكرد ، جز آنكه خداوند آنانرا ذليل نمود . و در هيچ كجا فساد و فحشاء رواج نيافت ، مگر آنكه خداوند بلا را در ميان آنها همه گير و عمومى ساخت . تا زمانى كه از خدا و رسولش اطاعت مىكنم ، از من اطاعت كنيد و هر كجا
الفاروق ( فارسي ) — صفحة 916 | مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة / سيد محمد ناصر گيلانى