رافع طائى دوست و رفيق ابوبكر در غزوه ذات السلاسل مىگويد : از ابوبكر درباره كيفيت بيعت مردم با او پرسيدم ، شروع كرد به تعريف آنچه كه در سقيفه گذشت ، انصار چه گفتند ، او و ابوبكر چه جواب دادند ، و بالاخره گفت كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم در بستر بيمارى او را براى نماز با مردم جانشين خود كرد . . . فرداى آن روز ، يعنى روز سهشنبه مردم در مسجد جمع شده و تماما با او بيعت كردند . . .
* * * عمر تهديد اهل بيت پيامبر صلى الله عليه وآله را فتح الباب كرد ، چنان كه قرنها ادامه يافت !
روز پنجشنبه پيامبر صلى الله عليه وآله را از وصيت منع نمودند ! !
روز دوشنبه آن حضرت از دنيا رفت و روز سه شنبه به اهلبيتش هجوم بردند ! !
آل پيامبر صلوات الله عليهم اجمعين در سوگ داغ پيامبر صلى الله عليه وآله . . . با شمشير و آتش براى تسلايشان آمدند ! ! !
- المعيار و الموازنه ص 232
على ( عليه السلام ) و عباس و زبير در خانه فاطمه ( عليها السلام ) بودند كه ابوبكر عمر را فرستاد تا آنها را از خانه بيرون بياورد ، چنانچه امتناع كردند ، با آنها بجنگد . عمر آتش آورد تا خانه را آتش بزند كه با فاطمه ( عليها السلام ) روبرو شد ، فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : اى پسر خطاب مىخواهى خانه مرا بسوزانى گفت بله مگر آنكه مانند همه مردم بيعت كنيد . . . اما سعد بن عبادة بيعت نكرد و به شام رفت ، هشام كلبى مىگويد ، عمر كسى را به دنبال سعد به شام فرستاد ، تا او را به بيعت وادار كند ، چنانچه قبول نكرد او را بكشد . . . و او هم سعد را كشت .
داستان هجوم بر آل پيامبر صلى الله عليه وآله را هزاران بار تحريف كرده تا كوچكش كنند ! !
- كنز العمال ج 5 ص 651
14138 - اسلم مىگويد : هنگامى كه مردم با ابوبكر بيعت كردند ، على عليه السلام و زبير نزد فاطمه ( عليها السلام ) رفته تا با او مشورت كنند ، عمر خبردار شد و نزد فاطمه ( عليها السلام )