، باز هم كفه ابوبكر سنگينتر شد ، با عمر و عثمان هم همين معامله را كردند ، كفه آنها هم سنگينتر شد ، آنگاه ترازو را برداشتند .
فتاواى عائشه درباره عمر . . .
ياد عمر چون ياد خدا و رسولش زينت بخش مجالس ! ! !
- كنز العمال ج 12 ص 582
35828 - عائشه مىگويد : مجالس خود را با ياد عمر ، زينت بخشيد .
35829 - عائشه مىگويد : هنگامى كه از صالحين نام برده مىشود ، بسوى عمر بشتابيد .
- كنز العمال ج 12 ص 596
35850 - عائشه مىگويد : مجالس خود را با صلوات بر پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم و با ياد عمر آذين ببنديد .
* * * ادعاى عمر و پيروانش كه رتبه او برتر از پيامبر صلى الله عليه وآله مىباشد ! !
هر كجا نظر پيامبر صلى الله عليه وآله با عمر مختلف مىشد ، وحى در تأئيد عمر نازل مىگشت ! !
روزى پيامبر صلى الله عليه وآله همراه عمر مرتكب اشتباهى شد ، وحى آمد و حضرت را سرزنش نمود ! !
- تاريخ مدينه ج 3 ص 75
ابن عباس مىگويد : روزى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم غلامى از انصار را بنام مولج بن عمرو بدنبال عمر بن خطاب فرستاد ، هنگام ظهر بود ، غلام وارد اتاق شد ، عمر را در حالى ديد كه خوشايند نبود . عمر ناراحت شد ، كه اين آيه نازل شد ( يا ايها الذين آمنوا ليستأذنكم الذين ملكت ايمانكم والذين لم يبلغوا لحلم منكم ثلاث مرات من قبل صلاة الفجر وحين تضعون ثيابكم من الظهيرة و من بعد صلاة العشاء ) ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد هنگامى كه غلامان و كنيزان و بچههاى نابالغ شما مىخواهند نزد شما بيايند بايد در سه وقت اجازه بگيرند . قبل از نماز صبح و هنگامى كه در نيمروز لباس خود را در مىآوريد و بعد از نماز عشاء )