تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
شد ، يكى گفت دفتر بياوريد ، يكى گفت نياوريد ، اختلاف كه بالا گرفت ، حضرت آنها را بيرون كرد . ابن عباس مىگفت : مصيبت چه مصيبتى ، مانع شدند كه رسول خدا وصيتش را بنويسد .

اى پيامبر نه وصيت و نه سنت ترا مىخواهيم ، كتاب خدا ما را بس است ، حسبنا كتاب الله ،

- مسلم ج 5 ص 74 اسحاق بن ابراهيم . . . . از ابن عباس روايت مىكند : روز پنجشنبه ، چه روز پنجشنبه‌اى ، در حالى كه اشكهايش مانند دانه مرواريد به صورتش مىريخت . گفت : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم دستور داد دواة و قلمى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، اما آنها گفتند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم هذيان مىگويد . و محمد بن رافع و عبد بن حميد . . . . . از ابن عباس روايت مىكنند : هنگام وفات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم عده‌اى حاضر بودند من جمله عمر بن خطاب ، پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : براى من كاغذ و دفترى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، عمر گفت : او از درد چنين مىگويد ، مردم قرآن در ميان شماست ، قرآن ما را بس است . بين حاضرين اختلاف شد ، يكى گفت دفتر بياوريد ، يكى گفت نياوريد ، اختلاف كه بالا گرفت ، حضرت آنها را بيرون كرد . ابن عباس مىگفت : مصيبت چه مصيبتى ، مانع شدند كه رسول خدا وصيتش را بنويسد .

روز پنجشنبه ، چه روز پنجشنبه‌اى روزيكه عمر بزرگترين مصيبت را براى امت اسلام سوغات آورد ! !

اسحاق بن ابراهيم . . . . از ابن عباس روايت مىكند : روز پنجشنبه ، چه روز پنجشنبه‌اى در حالى كه اشكهايش مانند دانه‌هاى مرواريد به صورتش مىريخت . گفت : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم دستور داد دواة و قلمى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، اما آنها گفتند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) هذيان مىگويد . و محمد بن رافع و عبد بن حميد . . . . . از ابن عباس روايت مىكند : هنگام وفات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم عده‌اى حاضر بودند من جمله عمر بن خطاب ، پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : براى من كاغذ و دفترى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، عمر گفت : او از درد چنين مىگويد ، مردم قرآن