اى پسر خطاب اشتباهى كه در حديبيه و در ممانعت از وصيت پيامبر صلى الله عليه وآله مرتكب شدى ، بسيار بزرگتر از جسارتى است كه در قضيه نماز بر عبدالله بن ابى بخرج دادى ! !
- كنز العمال ج 2 ص 418
4393 - شعبى از عمر بن خطاب روايت مىكند : در اسلام اشتباهى مرتكب شدم كه هرگز مانند آن را انجام ندادهام . . . . .
( اين اشتباه عمر كه به قول خودش جسارت و جرأت بخرج داد ، اگرچه بزرگ است ، اما در صلح حديبيه و هنگام وصيت پيامبر صلى الله عليه وآله كارى كرد كه جنايتى از آن بزرگتر نه در گذشتگان بود ، و نه در آيندگان خواهد آمد ! ! ! )
عمر مىگويد : اشتباه كردم ، اما افتخار هم مىكند كه خدا مرا تأئيد و پيامبرش را سرزنش و توبيخ كرد ! !
4394 - عمر مىگويد : هنگامى كه عبدالله بن ابى بن سلول مريض شد و در همان مريضى هم بود ، رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم از او عيادت نمود ، و پس از مرگ بر او نماز خواند و بر سر قبرش حاضر شد . به خدا قسم چند شبى نگذشته بود كه اين آيه نازل شد ( و لا تصل على احد منهم مات ابدا )
اى پسر خطاب چرا اظهار پشيمانى مىكنى ، خدا كه با توست و ترا تأئيد كرد ؟ ! !
- تاريخ مدينه ج 1 ص 372
موسى بن اسماعيل از ابو هلال از محمد روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم بر عبدالله ( بن ابى ) منافق نماز خواند . . . عمر خودش را سرزنش مىكرد كه رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) مىخواهد به اصحابش رحم كند و من نمىگذارم .
حازم . . . از عمر روايت مىكند : اشتباهى مرتكب شدم كه هرگز مانند آن را انجام ندادم . پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم مىخواست بر عبدالله بن ابى نماز بخواند ، لباسش را گرفتم و گفتم : خدا چنين دستورى به تو نداده . . .
و مسلم ج 7 ص 116