- بخارى ج 5 ص 100
محمد بن مقاتل . . . . . . از ابن عمر روايت مىكند . پس از آنكه از حنين بازگشتيم ، عمر از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم سؤال كرد : در جاهليت نذر اعتكاف كرده بودم ، چه بايد بكنم ؟ حضرت فرمود : به آن وفا كن .
جناب عمر ، رئيس قبيله بنى عدى قصد اعتكاف داشت يا قصد مذاكره با امراء قريش و طلقاء ؟ ! !
- مسلم ج 5 ص 89
عبد بن حميد . . . . . از ابن عمر روايت مىكند : پس از آنكه پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم از حنين بازگشت ، عمر پرسيد : در جاهليت يك روز اعتكاف نذر كرده بودم . . . . ( آيا واقعا عمر قصد اعتكاف داشت ، يا اعتكاف بهانهاى بود براى مذاكره و يا احيانا همكارى و هميارى براى آينده ؟ ! )
عمر و پسرش چندين روز در مكه ماندند . . . .
- بخارى ج 4 ص 59
ابو النعمان . . . . . از عمر بن خطاب روايت مىكند : عرض كردم : يا رسول الله از زمان جاهليت اعتكافى بر عهده من است . حضرت فرمود : آن را انجام ده . عمر دو كنيز از غنائم حنين بدست آورده بود . آنها را با خود به مكه برد ، و در خانهاى گذاشت . دستور رسيد كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) دستور آزادى اسراء حنين را صادر كرده ، لذا اسراء حنين آزادانه در كوچههاى مدينه به راه افتادند . عمر به پسرش گفت : چه خبر است ؟ گفت : حضرت دستور آزادى اسراء را داده ، عمر گفت : برو ، آن دو كنيز را آزاد كن . . . . . .
وبخارى ج 2 ص 256
مسلم ج 5 ص 88
سنن نسائى ج 4 ص 21
سنن ابى داود ج 2 ص 107
سنن ترمذى ج 3 ص 48