- الدر المنثور ج 2 ص 249
احمد از عمر روايت مىكند : از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم معناى كلاله را سؤال كردم ، فرمود : آيه صيف برايت كافى است . اگر معناى آن را از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم پرسيده بودم ، برايم از شترهاى سرخ مو بهتر بود .
عبدالرزاق و عدنى و ابن منذر و حاكم از عمر روايت مىكنند : اگر سه چيز را از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم پرسيده بودم ، برايم از شتران سرخ مو بهتر بود . يكى از خليفه بعد از خودش ، دوم از قومى كه زكات را قبول دارند اما به من خليفه نمىدهند ، آيا جنگ با آنها جايز است و سوم از معناى كلاله . و طيالسى و عبدالرزاق و عدنى و ابن ماجه و ساجى و ابن جرير و حاكم و بيهقى از عمر روايت مىكنند : اگر سه چيز را رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم بيان مىفرمود ، براى ما از دنيا و ما فيها بهتر بود ، خلافت و كلاله و ربا .
عبدالرزاق و بخارى و مسلم و ابن جرير و ابن منذر از عمر روايت مىكنند : دوست داشتم رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم سه چيز را براى ما روشن مىكرد تا به آن عمل كنيم : جد و كلاله و ابوابى از ربا .
گاهى مىگفت : تقصير از من است كه بيشتر سؤال نكردم ! !
- مسند احمد ج 1 ص 38
عبدالله . . . . . از ابرهيم نخعى از عمر روايت مىكند : از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) از معناى كلاله سؤال كردم ، فرمود : آيه صيف براى تو كافى است . اگر معناى آن را از حضرت مىپرسيدم برايم از شتران سرخ مو بهتر بود .
فهميدن كلاله براى عمر از واردات شام مهمتر بود !
- الدر المنثور ج 2 ص 215
ابن جرير از عمر روايت مىكند : اگر معناى كلاله را مىدانستم برايم از ماليات قصرهاى شام عزيزتر و مهمتر بود .