- سنن بيهقى ج 2 ص 381
ابو زكريا بن ابي اسحاق مزكى . . . از ابو سلمة بن عبدالرحمان روايت مىكند : عمر در نماز جماعت فراموش كرد قراءت بخواند ( حمد و سوره بخواند ) پس از نماز به او تذكر دادند ، گفت ركوع و سجده چگونه بود ؟ گفتند خوب بود ، گفت عيبى ندارد . . . يونس . . . از ابو موسى روايت مىكند عمر بدون قراءت نماز خواند ، سپس اعاده كرد . . .
- المبسوط ج 1 ص 18
. . . از عمر روايت شده در نماز مغرب قراءت را ترك كرد سپس در ركعت سوم آن را قضا نمود .
- المبسوط ج 1 ص 221
( اگر سوره حمد را در ركعت اول و دوم فراموش كند در دو ركعت ديگر قضا نمايد ) از عمر روايت شده : قراءت را در ركعت اول يا دوم نماز مغرب فراموش كرد ، آن را در ركعت سوم جهرا قضا نمود .
از عثمان هم روايت شده كه در نماز عشاء قراءت را در ركعت اول و دوم ترك كرد و در دو ركعت آخر قضا نمود . . .
* * * شخصى موظف بود خليفه را در حال نماز متوجه اشتباهاتش بكند !
هنگامى كه خليفه شد فراموشكاريش هم بيشتر شد ! !
- كنز العمال ج 8 ص 294
22984 - محمد بن سيرين : شخصى در حال نماز پشت سر عمر مىايستاد و هر جا كه عمر فراموش مىكرد ، به او تذكر مىداد .
- المبسوط ج 1 ص 131
روايت شده : عمر هنگامى كه خليفه شد و اشتغالاتش زياد گشت ، سهو و نسيانش هم زياد شد ، لذا يك نفر را مأمور كرده بود كه در نماز به او تذكر دهد . محمد مىگويد : اين كار مكروه است و