- كنز العمال ج 16 ص 592
45976 - اسلم مىگويد : عمر به خاطر آنكه كنيه پسرش ابو عيسى بود او را كتك زد و كنيه مغيره بن شعبة هم ابو عيسى بود ، عمر به او اعتراض كرد كه آيا كنيه ابو عبدالله خوب نيست ( كه ابو عيسى گذاشتهاى ) مغيره گفت : اين كنيه را رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم برايم انتخاب كرده است . عمر گفت : پيامبر تمام گناهان گذشته و آيندهاش را خدا بخشيده ( يعنى پيامبر ( ص ) اشتباه هم كرده باشد خدا او را مىبخشد ) اما ما چه كنيم كه هيچ وضع مشخص و معلومى نداريم ، لذا كنيه مغيره را به ابو عبدالله تغيير داد و به همين كنيه ناميده شد تا از دنيا رفت ! !
- كنز العمال ج 16 ص 594
45983 - اسلم مىگويد : عمر پسرش را با تازيانه مىزند ، بجرم آنكه كنيه او ابو عيسى بود ، بدليل آنكه عيسى ( عليه السلام ) پدر نداشت .
و اسد الغابة ج 3 ص 524 و 527
- اسد الغابة ج 3 ص 324 و 377
عبدالرحمان اوسط پسر عمر بخاطر شرابخوارى از عمرو بن عاص شلاق خورد ، پدرش عمر هم او را براى همين شرابخوارى چنان كتك زد كه مريض شد و مرد . . . مىگويند كنيه عبدالرحمان ، ابو عيسى بود كه پيامبر ( ص ) براى او انتخاب كرده بود ، همچنين گفتهاند : ابو عيسى كنيه مغيرة بن شعبة بود . . .
عمر دستور داد دو نفر را بزنند يكى را كمتر يكى را بيشتر . . . چرا ؟ !
- كنز العمال ج 2 ص 253
3952 - ( از مسند عمر ) عمر دستور داد دو نفر را بزنند يكى از آن دو مىگفت بسم الله و ديگرى مىگفت سبحان الله عمر گفت آن را كه سبحان الله مىگويد كمتر بزن ، زيرا تسبيح فقط از قلب و زبان مؤمن برمىخيزد . . .