عائشه در خواب ديد كه عمر پيغمبر شده !
ابراهيم بن منذر . . . از عائشه روايت مىكند : هميشه در مورد عمر فكر مىكردم و نسبت به او ترديد داشتم تا آنكه در خواب به من گفته شد كه عمر پيغمبر شده است ، چنان كه گمان كردم مرا به سوى او دعوت مىكنند .
* * * به جرم تحقيق و طلب علم مردم را مىزند
عمر از تحقيق درباره مجهولات نهى مىكند و براى آن دليل هم مىآورد !
- كنز العمال ج 1 ص 373
1629 - عمر مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : خدوند قرآن را نازل كرد و واجبات را در آن بيان فرمود . درباره آنها كوتاهى نكنيد و حدودى را در آن معين كرده كه نبايد آن را تغيير دهيد و چيزهائى را حرام نموده كه نبايد به آن نزديك شويد ، و چيزهائى را هم اصلا ذكر نفرموده ، نه بخاطر آنكه فراموش كرده است ، بلكه به خاطر راحتى شما سكوت كرده است . اما آنهائى كه خود را صاحب نظر مىدانند ، دشمنان سنتاند براى آنكه نگويند نمىدانيم ، با سنت معارضه مىكنند و مىخواهند نظر خود را به ديگران تحميل كنند ، از ايشان پرهيز كنيد ، زيرا حلال و حرام خدا روشن است ، بدانيد هر جائى حريمى دارد ، و حريم خدا در زمين محرمات الهى هستند .
عمر هر كه را كه از آينده بپرسد ، لعنت كرده است !
- سنن دارمى ج 1 ص 50
مسلم بن ابراهيم از حماد بن زيد منقرى از پدرش روايت مىكند : شخصى از ابن عمر ( پسر عمر ) چيزى پرسيد كه من نفهميدم ، ابن عمر به او گفت چيزى را كه هنوز نيامده ، نپرس . شنيدم كه عمر هر كه را از آينده سوال مىنمود لعنت مىكرد .
صبيغ مرادى و حقوق بشرى ! !
- سنن دارمى ج 1 ص 54