مىگويند يهود و نصارى عمر را فاروق ناميدند
- تاريخ المدينة المنوره ج 2 ص 662
( ناميده شدن عمر به فاروق ) يعقوب بن ابراهيم . . . از ابن شهاب روايت مىكند كه اولين كسانى كه عمر را فاروق نام نهادند اهل كتاب ( يهود و نصارى ) بودند و مسلمانان اين اسم را از آنان گرفتند .
و در اين مورد چيزى از حضرت رسول صلى الله عليه ( وآله ) و سلم به ما نرسيده ، فقط در تعريفاتى كه ابن عمر ( پسر عمر ) درباره عمر مىكرد اين حرف آمده است .
- لسان الميزان ج 1 ص 357
اصم . . . از ابى ليلى غفارى روايت مىكند كه شنيدم حضرت پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم مىفرمود : فتنههائى بعد از من بروز خواهد كرد كه در آنها بايد به على پناه ببريد ، زيرا او اول كسى است كه در قيامت مرا خواهد ديد و با من مصافحه خواهد كرد و او در بلنداى آسمان با من همراه بوده و او جدا كننده ( فاروق يا قاروق ) حق از باطل است .
* * * صفات عمر و تركيب و هيئت او
عمر سرش بى مو و با دست راست و چپ كار مىكرده وقد بلند و بسيار سبزه و گندمگون بوده ( كه به سياهى مىزده است )
- تهذيب التهذيب ج 7 ص 385
عمر ، اصلع ( سرش از مو خالى بوده ) اعسر ، ايسر با دست راست و چپ كار مىكرده ، هم راست دست بوده و هم چپ دست ) قد بلند و بسيار سبز و شديدا گندمگون بوده است .
ابو رجاء عطاردى مىگويد : عمر سفيد بوده و چشمهاى بسيار سرخى داشته است .
از عبدالله بن عمر هم همين گونه روايت شده است .
واقدى مىگويد : گويا گندمگون بودن پوست عمر بخاطر آن بوده كه در عام الرمادة ( قحط سالى ) روغن خورده است .
ابن عبدالبر مىگويد : صحيحترين روايتى كه در باب صفات بدنى عمر وارد شده ، روايت ثورى از عاصم از زر بن حبيش است كه مىگويد : آنطور كه من ديدم عمر ، گندمگون ( سبزه تند ) و چاق بوده گويا از مردان قبيله سدوس مىباشد .