ابو زكريا بن ابي اسحاق و ابوبكر بن الحسن و ابو عبدالرحمان السلمي . . . از سنان بن عبدالله الانصاري نقل مىكند : از انس بن مالك درباره ملخ سؤال كردم ، گفت : روزى با رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم به طرف خيبر مىرفتيم ، عمر بن خطاب زنبيلى پر از ملخ بهمراه داشت و از آن مىخورد و به ما هم مىداد و رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم هم تماشا مىفرمود .
انس مىگويد پس از بازگشت به مدينه ما هم ملخ خريديم سپس آن را خشك كرده و مدتى مىخورديم .
ابو زكريا و ابوبكر . . . از عبدالله بن عمر روايت مىكند : از عمر درباره ملخ سؤال كردند ، گفت اى كاش الان زنبيلى از آن اينجا بود و مىخورديم .
جناب خليفه هر وقت هوس كباب ملخ مىكرد . . . آب دهانش راه مىافتاد ! !
- كنز العمال ج 12 ص 648
35976 - پسر عمر مىگويد : ديدم آب دهان عمر راه افتاده پرسيدم علت چيست ؟
گفت : دلم كباب ملخ مىخواهد .
خليفه زاهد ، مأمورين را جهت پيدا كردن ملخ اعزام مىكند
- در المنثور ج 1 ص 13
حكيم ترمذى در نوادر الاصول و ابو يعلى در كتاب مسند و ابن عدي در الكامل و ابو الشيخ در العظمة و بيهقى در شعب الايمان و خطيب در التاريخ به سند غير معتبر از جابر بن عبدالله روايت مىكنند : در يكى از سالهاى خلافت عمر ، ملخ ناياب شد ، عمر سراغ آن را گرفت كسى خبر نداشت ، بسيار ناراحت شد و عدهاى را به كداء و شام و عراق روانه كرد تا از ملخ خبرى بيابند ، يكى از آنها از طرف يمن مقدارى ملخ آورد و جلوى عمر ريخت ، عمر از خوشحالى صدايش به تكبير بلند شد و گفت : از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم شنيدم مىفرمود : خداوند هزار امت خلق كرده ، ششصد تا در دريا و چهار صد تا در خشكى . اولين گروهى كه از آنها نابود خواهند شد ملخ است كه پس از آن ديگر امتها پشت سر هم از بين خواهند رفت . مانند تسبيحى كه نخ آن پاره شود .
حيات و ممات امتها در گرو ملخ
- كنز العمال ج 11 ص 268