عبدالرحمان بن عتم روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : گروهى از بنى اسرائيل نابودند شدند و از بين رفتند و سرنوشت آنها معلوم نشد ، من مىترسم كه آنها همين سوسمارها باشند . . .
سمرة بن جندب روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم در حال خطبه خواندن بودند كه شخصى از بنى فزاره سؤال كرد : يا رسول الله درباره سوسمار چه مىفرمائيد ؟ حضرت فرمود : گروهى از بنىاسرائيل به صورت خزندگان مسخ شدند ، شايد همين سوسمارها باشند .
احمد و بزاز و طبرانى هم اين روايت را آوردهاند كه رجال آنها همه ثقه و معتبرند .
حذيفه مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : سوسمارها گروهى از بنىاسرائيلاند كه مسخ شدهاند .
بزاز و احمد هم اين روايت را آوردهاند كه رجال آنها همه صحيح و معتبرند
( با وجود همه اين روايات صحيحه كه از خوردن سوسمار منع مىنمايند ، باز هم به خاطر آنكه عمر سوسمار را دوست داشت ، آن را حلال مىدانند ! ! )
ابن عمر ( پسر عمر ) با پدرش مخالفت كرده و از پيامبر ( ص ) اطاعت مىنمايد ! !
از ابن عمر درباره سوسمار سؤال كردند ، گفت : از زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم درباره سوسمار آن چيزها را فرمود ( از خوردن آنها منع فرمود ) ما از خوردن سوسمار دست نگهداشتيم و ديگر از آن نخورديم .
طبرانى هم اين روايت را آورده و سندش هم خوب است .
پيامبر ( ص ) از خوردن سوسمار نهى فرموده . . . يعنى منع نكرده ! !
ابو مريم مىگويد : پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم از خوردن سوسمار نهى فرمود .
طبرانى در كتاب كبير اين روايت را آورده است .
پسر عمر از چيزى كه پيامبر ( ص ) آن را پليد مىداند ، بدش مىآيد اما پدرش آن را دوست مىدارد ! !
پسر عمر مىگويد : نزد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم سوسمار خوردند ، حضرت از خوردن آن اظهار نفرت كردند ، و ما هم آنچه را كه حضرت پليد بداند ، پليد مىدانيم . طبرانى هم در كتاب كبير خود اين روايت را آورده است .