تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
35996 - از عمران روايت شده عمر بن خطاب هر وقت محتاج مىشد از متصدى بيت المال قرض مىكرد و هنگامى كه دست تنگ مىشد و متصدى بيت المال از او مىخواست كه قرضش را بدهد عمر با كلك و حيله خود را خلاص مىكرد و هنگامى كه سهمش را از بيت المال مىگرفت قرضش را ادا مىنمود . 35997 - ابن براء بن معرور مىگويد : روزى عمر به منبر رفت در حالى كه ناخوش بود ، به او گفتند عسل براى او خوب است و عسل در بيت المال موجود مىباشد . عمر گفت اگر اجازه بدهيد مىخورم و الا آن بر من حرام است ، مردم هم اجازه دادند .

مىگويند عمر زاهد بود ، خودش و نزديكانش را از بيت المال محروم كرده بود

- الموفقيات لابن به كار ص 612 عمر جواهرى را در بيت المال گذاشته بود ، هنگامى كه عثمان به خلافت رسيد آن را به دخترانش داد . زهرى مىگويد : هم عمر كار خوبى كرد كه خودش و نزديكانش را از بيت المال محروم كرد و هم عثمان كار خوبى كرد كه خودش و نزديكانش را از بيت المال بهرهمند ساخت .

شهادت مىدهند كه سلمان فارسى از عمر با تقواتر بود

- سير اعلام النبلاء ج 1 ص 547 شعبه از سماك بن حرب از نعمان بن حميد روايت مىكند : همراه دائىام نزد سلمان فارسى در مدائن رفتم مشغول ساختن خوص بود ( خوص حصيرى است كه با برگ درخت خرما مىبافند ) مىگفت آن را به سه درهم مىفروشم ، يك درهم سر جايش برمىگردانم ، يك درهم را خرج خود و عيالم مىكنم و يك درهم را صدقه مىدهم . اگر عمر هم مرا از اين عمل منع كند ، دست برنخواهم داشت . در روايت ديگر آمده : به او گفتم چرا اين كار را ( حكومت بر مدائن ) مىكنى ؟ گفت عمر مرا مجبور كرده ، برايش نوشتم ، قبول نكرد ، دوباره برايش نوشتم مرا تهديد كرد .

* * مسكن عمر

* * * خانه عمر در مكه

قبيله بنى عدى ( قبيله عمر ) را از مكه بيرون كردند

- اخبار مكه ج 1 ص 261
الفاروق ( فارسي ) — صفحة 145 | مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة / سيد محمد ناصر گيلانى