: چطور مىفروشى ، خرماها را بطور مرتب و زيبا طورى بچين كه مناسب بازار باشد . راوى مىگويد به عمر گفتم مردم را فريب ندهيد ، عمر گفت : اينجا بازار است هر كس بخواهد مىخرد و نخواهد نمىخرد .
يكى ديگر از غلامان عمر مشغول فروختن برد يمانى بود ، عمر به او گفت : اگر لباس كوچك بود بنشين و آن را پهن كن و اگر بزرگ بود بايست و آن را باز كن اينجورى براى بازار بهتر است . راوى مىگويد دوباره به عمر گفتم : مردم را نفريبيد ! گفت اينجا بازار است هر كه بخواهد مىخرد و هر كه نخواهد نمىخرد .
عمر با ديگران مضاربه مىنمود !
- تاريخ بخارى ج ؟ ؟ ص 442
1438 - عبيد انصارى مىگويد : عمر مالى را براى مضاربه به من داد .
- كتاب ام ج 7 ص 118
روايت شده عمر بن خطاب و عبدالله بن مسعود و عثمان بن عفان با ديگران مضاربه مىكردند . و از سعد بن ابي وقاص و ابن مسعود نيز روايت شده كه زمينهايشان را به صورت يك سوم و يك چهارم به ديگران مىدادند ( مثل مزارعه )
- الجرح والتعديل ج 6 ص 6
عبيد انصارى مىگويد : عمر مالى را براى مضاربه به من داد .
- فتاوى السبكى ج 1 ص 417
عمر و ابن مسعود مالى را براى مضاربه به ديگران دادند .
واسد الغابة ج 3 ص 533
عمر سفارش مىكرد كه بزرگان خودشان تجارت نكنند بلكه غلامانشان را براى اين كار بفرستند
- سنن بيهقى ج 10 ص 107
ابو عبدالله حافظ . . . از سليمان بن موسى روايت مىكند : عمر در نامهاش نوشت كه تجارت امير و حاكم در زمان امارت و حكومت خسارت است .
- بخارى ج 3 ص 68