بخارى ج 2 ص 168
مسلم ج 2 ص 138
در خيبر علم و حكمت عمر به يارى سادگى پيامبر صلى الله عليه وآله ، آمد ! ! !
- سير الكبير ج 1 ص 55
40 - وقتى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم دستور داد ، درختان خرما را در خيبر قطع نمايند . عمر ديد عدهاى مشغول قطع درختان خرما هستند ، خواست مانع آنها شود ، گفتند : رسول خدا عليه السلام دستور داده ، عمر نزد حضرت رفت و پرسيد : تو چنين دستورى دادى ؟ فرمود : بله ، گفت : مگر خدا وعده نداده كه خيبر بدست شما فتح خواهد شد ؟ فرمود : بله ، گفت پس در اين صورت دارى درختان خرماى خودت و اصحابت را قطع مىكنى . آنگاه حضرت دستور داد : ديگر درختان را قطع نكنند . رواى مىگويد : شنيدم كه مردم آثار شمشير را بر روى درختان خرما در ، نطاة ، ديده بودند . و مىگفتند اينها آثار قطع درختان بدستور رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم است . نطاة اسم يكى از قلعههاى خيبر است . خيبر داراى شش قلعه بود بنامهاى : شق و نطاة و قموص و كتيبه و سلالم و وطيحه
اتهام به پيامبر كه همان اشتباه را دوباره مرتكب شد و از راهنمائىهاى عمر استفاده نكرد
- دلائل النبوه بيهقى ج 5 ص 157
عروه در روايت خود مىگويد : پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) هنگام محاصره ثقيف دستور داد ، هر يك از مسلمانان پنج درخت نخل يا انگور را قطع كنند . عمر بن خطاب نزد حضرت رفت و گفت : اين درختهائى را كه قطع مىكنيد ، ميوه نمىدهند ، حضرت دستور داد ، آنهائى را كه ميوه مىدهند قطع كنند . ( عمر در يك جا اعتراض مىكند كه غنائم را بين افرادى تقسيم كردى كه مستحق آن نيستند يعنى تقسيم ناعادلانه ، و يك بار اعتراض مىكند . چرا درختهائى را كه بعدا مال خودمان مىشود ، قطع مىكنى ؟ تا آنكه حضرت دستور داد ، ديگر درختان را قطع نكنند . اين اعتراف دو معنا دارد : يكى آنكه پيامبر صلى الله عليه وآله العياذ بالله ساده لوح و ندانم به كار بود ، دوم آنكه فردى مضر به حال خود و ديگران بوده ، و گرنه درخت ميوه را كه قطع نمىكنند . )