قره از ابن سيرين روايت مىكند : ابى ( بن كعب ) و عثمان و زيد ( بن ثابت ) و تميم دارى قرآن را در عهد رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) جمع كردند .
مىگويند : عمر مردم را در امور دين به مراجع دينى ارجاع مىداد و در امور مالى به خودش اما در عمل هم امور مالى را در دست گرفت و هم قرآن را . . . چنان كه قاريان قرآن را كوبيد و منزوى كرد ! !
- سنن كبرى ج 6 ص 210
ابو حسين بن فضل قطان . . . از پدر موسى بن على روايت مىكند : عمر بن خطاب در خطبه گفت : هر كس مىخواهد قرآن را بياموزد ، ابى بن كعب و هر كس تقسيم ارث را مىخواهد زيد بن ثابت و هر كس فقه مىخواهد معاذ بن جبل و هر كس بدنبال امور مالى است من . زيرا كه خداوند مرا خزانهدار و تقسيمكننده خوبى قرار داده است .
و سنن كبرى ج 6 ص 210
كنز العمال ج 4 ص 555
مجمع الزوائد ج 1 ص 135
سير اعلام النبلاء ج 1 ص 394
تذكرة الحفاظ ج 1 ص 20
* * * نظر عثمان درباره مصحف عمر .
استفاده عثمان در جمعآورى قرآن از قرآن حفصه و رد اجتهادات عمر ! !
- سنن بيهقى ج 2 ص 41
زهرى از انس بن مالك روايت مىكند : حذيفة بن يمان در زمان خلافت عثمان هنگامى كه با كمك ارتش عراق و شام در جنگ با مناطقى از طرف آذربايجان و ارمنستان بود . در اين بين لشگريان مسلمان در قرآن اختلاف پيدا كردند . حذيفه خبردار شد ، نزد عثمان رفت و گفت : امت را درياب ، قبل از آنكه درباره قرآن مانند يهود و نصارا در كتب خود اختلاف پيدا كنند . عثمان ترسيد و بدنبال حفصه دختر عمر فرستاد كه قرآنهائى در اختيار دارى بما بده . حفصه هم فرستاد . سپس عثمان به زيد بن ثابت و سعيد بن عاص و عبد الله بن زبير و عبد الرحمن بن حارث بن هشام