وآله ) و سلم رفته تا براى رفتن به بيت المقدس از حضرت خداحافظى كنم ، فرمود : كجا مىروى ؟ گفتم : بيت المقدس . فرمود : براى تجارت مىروى ؟ گفتم : نه ، براى آنكه در آن نماز بخوانم ، فرمود : نماز در اينجا هزار برابر آنجا ثواب دارد . . .
- الدر المنثور ج 5 ص 305
ابن ابى شيبه از ابو مريم روايت مىكند : هنگامى كه عمر وارد شام شد ، به محراب حضرت داود عليه السلام رفته و در آن نماز گذارد و سوره ص را خواند ، به آيه سجده كه رسيد ، سجده كرد .
آنقدر بيت المقدس نزد عمر احترام دارد كه اجازه مىدهد در آن حج بجا آورند ! !
- كنز العمال ج 14 ص 146
38194 - سعيد بن مسيب مىگويد : شخصى از عمر بن خطاب اجازه خواست به بيت المقدس برود . عمر به او گفت : هنگامى كه آماده شدى ، مرا خبر كن ، او هم پس از آماده شدن عمر را خبر نمود ، عمر هم گفت : اين زيارت را عمره قرار بده . يعنى آنكه بهتر اينست كه آن را عمره قرار دهى ، نه حج .
- سنن كبرى ج 5 ص 41
ابو الحسين بن فضل قطان . . از يحيى بن عباد يعنى پسر عبدالله بن زبير روايت مىكند : هنگامى كه عمر بن خطاب وارد بيت المقدس شد ، گفت : لبيك ، اللهم لبيك
- كنز العمال ج 8 ص 144
22303 - ابو مريم عبيد مىگويد : همراه عمر بن خطاب وارد محراب داود ( عليه السلام ) شدم ، سوره ص را خواند و سجده كرد .
ابن كثير بخاطر گل روى عمر روايات بسيارى را تحريف كرده است ! !
- البداية و النهايه ج 7 ص 65