از جهت آنكه حفصه صد در صد مطيع عمر بود لذا عمر او را وصى خود قرار داد نه عبدالله را
- سنن دارمى ج 2 ص 426
( باب وصيت زنان ) عبدالله بن مسلمه . . . از پسر عمر روايت مىكند : عمر حفصه را وصى خود قرار داد .
و مصنف عبدالرزاق ج 10 ص 376
و فتاوى السبكى ج 2 ص 36
- كتاب الام ج 4 ص 61
( شافعى مىگويد ) عده زيادى از آل عمر و آل على براى من روايت كردهاند . عمر در زمان حيات خودش مسئول صدقاتش بود و بعد از مرگش آن را به حفصه واگذار نمود .
- كنز العمال ج 12 ص 685
36055 - از پسر عمر روايت شده : عمر بعد از خود حفصه و پس از او بزرگ خاندان عمر را وصى خود قرار داد .
عمر وصيت كرد ربع مالش ( وقف بر اولادش باشد )
- كنز العمال ج 12 ص 686
36056 - قتاده مىگويد : عمر ربع ( يك چهارم ) مالش را وصيت نمود .
عمر در وصيتنامهاش شهادتين را نياورد
36057 - عروة روايت مىكند : عمر در وصيت خود شهادتين را نياورد .
- مغنى ج 6 ص 322
استدلال احمد به حديث عمر : اين وصيت بنده خدا عمر مىباشد كه چنانچه از دنيا رفتم ثمغ ( نام ملك عمر در مدينه بوده ) و عبدى كه در آن كار مىكند صدقه باشد سهمى كه در خيبر دارم و غلامى كه در آن است وصد وسق ( پيمانه ) كه حضرت محمد صلىالله عليه ( وآله ) و سلم به من اطعام فرموده همه بدست حفصه باشد تا زمانى كه زنده است و پس از او بزرگ و صاحب نظر خاندان ، اينها نبايد فروخته شوند ، بلكه براى فقرا و محرومين و اقرباء و فاميل انفاق شود ، البته هر كسى كه متولى آنها باشد مىتواند از آنها بخورد و يا غلامى را بفروشد . ابوداود هم نظير همين را روايت كرده است .