تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1073

مساهمون:

ص١٠٧٣
ياغى و گمراه خواهند كشت . عمرو بن عاص ناراحت و پريشان نزد معاويه رفت و قضيه را تعريف كرد . معاويه گفت : چرا خودت را خراب كردى . مگر ما عمار را كشته‌ايم ، عمار را على ( عليه السلام ) و يارانش كشتند كه او را به جنگ ما فرستادند . اين حديث صحيح است اما مسلم و بخارى به اين صورت آن را روايت نكرده‌اند . ( گويا آقاى مسلم و بخارى ميانه خوبى با معاويه دارند و از عمار هم خوششان نمىآيد كه روايت را تحريف شده تحويل عوام الناس مى دهند ! ! )

پشيمانى عبد الله بن عمر ( پسر عمر ) از اينكه چرا همراه على عليه السلام با معاويه نجنگيد . . . اما شيخين مسلم و بخارى آن را نقل نكرده‌اند ! !

ابو عبد الله محمد عبد الله اصبهانى . . . از حمزة بن عبد الله بن عمر روايت مىكند : با عبد الله بن عمر نشسته بوديم ، كه شخصى از اهل عراق آمد و گفت : به خدا قسم آمده‌ام تا ترا پيدا كنم و در اين اختلافاتى كه پيش آمده ، از تو پيروى مى نمايم . و خود را از شر آنها در امان بدارم . زيرا اين آيه قرآن را آويزه گوش خود كرده ، و به آن قلبا ايمان دارم ( و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما . . . ) ( چنان كه دو گروه از مؤمنين با هم بجنگند ، بين آنها را صلح بدهيد ، اگر يكى صلح را نپذيرفت ، با او بجنگيد تا حكم خدا را بپذيرد . اگر پذيرفت ، به عدل بين آنها حكم كنيد كه خداوند عادلين را دوست دارد . ) نظر تو درباره اين آيه چيست ؟ عبد الله بن عمر جواب داد : ترا به اين آيه چكار ؟ برو و دست از سر من بردار . شخص رفت . آنگاه عبد الله بن عمر نزد ما برگشت و گفت : آنچه از اين آيه در وجود خودم احساس مى كنم اينستكه پشيمانم چرا با آن گروه باغى و گمراه ( معاويه و يارانش ) به دستور خداوند نجنگيدم . اين حديث است . اما شيخين مسلم و بخارى آن را روايت نكرده‌اند .

شيخين مسلم و بخارى روايت جنگ على عليه السلام را براى تأويل قرآن آنگونه كه كه بايد ، نقل نكرده‌اند ، فقط بوئى از آن را . . . ! !

- كنز العمال ج 11 ص 613
الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1073 | مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة / سيد محمد ناصر گيلانى