تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1032

مساهمون:

ص١٠٣٢
الله صلى الله عليه ( و آله ) و سلم و از مهاجرين پيشگام اسلام است جانشين خود كرده‌اى . عمر گفت : بله اين كار را كردم اما به خدا قسم اسم او را پاك خواهم كرد . همين آل عمر براى ما كافى است ، نه براى ما و نه بر عليه ما .

اگر ابو عبيده يا سالم فارسى زنده بود يكى از آن دو را خليفه مى كردم ! !

- تاريخ مدينه منوره ج 3 ص 922 موسى بن اسماعيل . . . از عبد الله بن بريده روايت مىكند : هنگامى كه عمر زخم خورد ، به او گفتند : كاش كسى را جانشين خود مى كردى ، جواب دارد : اگر ابو عبيدة بن جراح يا سالم مولى ابو حذيفه زنده بود ، يكى از آن دو را خليفه مىكردم . - كنز العمال ج 13 ص 215 36654 - ثابت بن حجاج مىگويد : شنيدم كه عمر بن خطاب گفته بود : اگر ابو عبيدة جراح زنده بود او را بدون مشورت خليفه و جانشين خود مىكردم . اگر باز خواست هم مىشدم مىگفتم : امين خدا و رسولش را جانشين خود كردم .

ربيع حارنى صلاحيت دارد . . . اما ! !

- كنز العمال ج 5 ص 763 14311 - شعبى مىگويد : عمر پرسيد : كسى را سراغ داريد كه كار مهمى از مسلمانان را مىخواهم به او به سپارم ؟ گفتند : عبد الرحمن به عوف . گفت : نه ، او ضعيف است . گفتند : فلانى ، گفت : نه ، به او احتياجى ندارم . گفتند : پس چه كسى را مىخواهى ؟ گفت : كسى را مى خواهم كه در مقابل امير و خليفه مانند ساير مردم باشد و وقتى هم امير نبود ، براى مردم مانند امير رفتار كند . گفتند : چنين كسى را نمىشناسيم جز ربيع بن زياد حارنى . گفت : راست مىگوئيد .

عمر مىخواست عبد الرحمن بن عوف را خليفه كند . . . اما او نپذيرفت ! !

- كنز العمال ج 5 ص 727
الفاروق ( فارسي ) — صفحة 1032 | مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة / سيد محمد ناصر گيلانى