تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
كلى است نه جزئى ، مگر نه اين است كه هر مفهومى كه مصاديق متعددى مىتواند داشته باشد كلى است و مگر نه اين‌كه جزئى را موارد و مصاديق بسيار است ، مثل حسن و تقى و . . . ، اين كتاب و لباس و . . . اينها همه افراد و جزئيات هستند پس چطور جزئى ، جزئى است ؟ ! و يا مىگويند : شريك خداوند ممتنع است ، با اين‌كه همين مفهوم شريك خدا را در ذهن تصور مىكنيم ، و هر چه تصور شد يك موجود ذهنى است كه ممكن بوده و موجود شده است و نه ممتنع . و يا اين‌كه مىگويند : هر شىء يا در ذهن ما تحقق دارد و يا تحقق ندارد ، با اين‌كه همين مفهوم : در ذهن ، تحقق ندارد ، در ذهن جاى گرفته است و ثبوت ذهنى دارد . حل همه اين مشكلات با همان يك كلمه است : حمل اولى و ثانوى . جزئى به طور حمل اولى ذاتى ، جزئى است ، يعنى مفهوم جزئى همان مفهوم جزئى است ، و هيچ مفهومى از خودش جدا نيست ، ولى مصداقاً و به حمل شايع و ثانوى ، جزئى ، كلى است ، زيرا از نظر وجود خارجى ، مفهوم جزئى بر مصاديق زيادى انطباق دارد . شريك خداوند هم مفهوماً خودش است ؛ يعنى همان شريك خداوند ! ليكن در وجود چيزى نداريم كه واقعاً و مصداقاً شريك خدا هم باشد . غير ثابت در ذهن هم مفهوماً خودش است . غير ثابت در ذهن ، همان مفهوم غير ثابت در ذهن است . ولى به مجرد تصور آن مىشود ثابت در ذهن ، پس به حمل اولى غيرثابت در ذهن ، است ولى به حمل شايع همان مفهوم مىشود ثابت‌در ذهن مىباشد .

فصل دوازهم : برگشت ، معدوم ممتنع است « 1 »

فلاسفه گفته‌اند : اعاده معدوم ، بعينه ممتنع است . عده‌اى از متكلمان نيز همين
هامش
( 1 ) . مرحوم استاد در كتاب نهايه اين‌طور عنوان كرده‌اند : لا تكرر فى الوجود ؛ در هستى تكرار نيست
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 43 | السيد محمدحسين الطباطبائي / گرامى