تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

برهان لمّى

برهانى را كه در آن از علت به معلول سير مىشود ، و به وسيلهء علت ، « آب كترى داغ است و هر آب داغى بخار مىشود ، پس آب كترى بخار مىشود . »

بطؤ ( - كندى )

بطؤ به معناى كندى است ؛ و در برابر سرعت است . در اين‌كه چه نوع رابطه‌اى ميان سرعت و بطؤ تحقق دارد ، اختلاف است . برخى آن دو را متضادان و برخى ديگر عدم و ملكه دانسته‌اند ، اما علامهء طباطبائى قدّس سرّه اختلاف آن دو را از نوع اختلاف تشكيكى مىداند .

بعد

مقصود از بعد هرگونه امتداد است ، اعم از آن‌كه بتوان امتداد ديگرى در آن فرض كرد ، يا نتوان . تا پيش از صدر المتألهين ، فلاسفه جسم را داراى سه امتداد مىدانستند : طول ، عرض و عمق ، اما صدر المتألهين بر اساس حركت جوهرى ، زمان را به عنوان بعد چهارم جسم ، مطرح كرد .

ت

تجربيات

تجربيات قضايايى است كه در اثر مشاهدات مكرر ، انسان بدان اذعان مىكند ، و آن را مىپذيرد ؛ همانند اذعان به اين‌كه : هر آتشى گرم است .

تجريد

تجريد عبارت است از برهنه كردن مفهوم جزيى از قيود و خصوصيات ، و به دست آوردن يك مفهوم عام از آن . ر . ك : انتزاع .

تجوهر

مقصود ، جوهريت و حقيقت جوهرى اشياء است . و مراد از تجوهر اشياء همان ذاتيات و جنس و فصل و ماهيت اشياء است .

تخصّص وجود

مراد از تخصّص ، خاص شدن و امتياز يافتن و جدا شدن چيزى از چيزى است . و مراد از وجود ، حقيقت خارجى وجود مىباشد نه مفهوم ذهنى آن . بنابراين ، مقصود از اين عنوان تخصّص و امتيازى است كه در حقيقت خارجى وجود راه دارد . اين تخصص به سه نحو مىباشد . اولا : حقيقت وجود ذاتا در برابر عدم قرار مىگيرد و با نفس ذات خود از آن امتياز مىيابد . اگر كل هستى را در نظر بگيريم ، با همهء مراتب و درجاتش به عنوان يك حقيقت اصيلى كه متكى به خود مىباشد و نياز به غير ندارد - زيرا هرچه مغاير و بيرون از آن