حضورى تفصيلى هم در مرتبهء وجودى خود اشياء دارد كه البته اين علم خارج از ذات او مىباشد . اين نيز روشن است كه علم خدا به معلوماتش مستلزم علم به علوم آنها نيز مىباشد .
تتميم
چون حقيقت سمع و بصر همان علم به شنيدنىها و دينىهاست آنها هم جزء مطلق علم بوده در خداوند وجود دارند و بنابراين خداوند سميع است و بصير است ، همانطور كه عليم است و خبير .
اشاره و توجه
دربارهء علم خداوند عقايد ديگرى نيز وجود دارد كه به برخى كه معروفتر است اشاره مىكنيم :
1 . « خداوند فقط به ذات خود علم دارد نه معلولاتش ، زيرا خداوند ازلى است و معلولات حادثاند » . ولى بطلان اين عقديه روشن است ، زيرا علم ازلى به معلول مستلزم وجود ازلى معلول نيست .
2 . معتزله گفتهاند : « ماهيات يك نوع ثبوت خارجى ازلى در عين عدم دارند ، و علم خداوند قبل از ايجاد اشياء به آن ماهيات تعلق مىگيرد » . ولى پيش از اين روشن كرديم كه ثبوت معدومات اصلًا معنايى ندارد .
( 3 ) 3 . اين عقيده هم صوفيه منسوب است « 1 » كه « ماهيات ممكن الوجود يك نوع ثبوت علمى به تبع اسماء و صفات خداوند دارند كه ثبوت مزبور مورد تعلق علم خداوند هستند » . اين عقيده هم باطل است ، زيرا مسئله اصالت وجود و اعتباريت ماهيت ، هر
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 181 ، و فتوحات مكيه ، ج 1 ، ص 202