دانست كه رى داراى مقتضيات مساعدترى نيز بوده و در برابر وزش باد مغربى نيز حفاظ بهترى داشته است .
شهر تهران با محيط هفت هزار متر « 19 » داراى حصارى است چينهاى كه بر روى آن يكصد برج تعبيه شده و خندقى بر آن محيط گرديده است . يك دروازهء شرقى ، يك دروازهء شمالى شرقى ، دو دروازهء جنوبى و دو دروازهء شمالى - كه يكى از اين دروازههاى اخير دروازهء ارك است - به داخل شهر گشوده مىشوند ؛ نام اين دروازهها عبارت است از دروازهء دولت ، دروازهء شميران ، دروازهء دولاب ، دروازهء نو و دروازهء قزوين .
گمان دارند كه تهران از زمرهء استحكامات مهم و برجسته است ؛ وزير جنگ روزى با لحنى كه در آن هيچ شوخى نبود از يك افسر اتريشى پرسيد آيا اتريش ( نمسه ) داراى چنين استحكاماتى هست . اما اين حصارهاى شهر را چنان آب برده است كه بعضيها در خفا براحتى از آن مىگذرند و حتى در موضعى كه مجراى آب از آن مىگذرد بچههاى سرزنده در آن مدخلى براى خود دستوپا كردهاند ؛ برجها نيمه ويرانند و نمىتوانند حتى در برابر اولين شليك توپى كه خوب نشانه گرفته شده باشد مقاومت كنند . اين همه موجب شد كه يكى از افسرهاى ما اظهار كند تهران را مىتوان با به آب بستن اين چينهها با دستگاه آتشنشانى به تصرف درآورد . خندقها از بقاياى اسكلتها ، خاك و خل و زبالهء شهر نيمه پر است . اما دروازهها بسيار مستحكمند و كليد آنها به دقت بسيار از طرف فرمانده شهر حفظ و نگاهدارى مىشود ، چنان كه فقط به دستور صريح وى شبها مىتوان به شهر وارد شد و اگر كسى بعد از ساعت 10 به كنار دروازه برسد ، ناگزير بايد شب را در زير آسمان بسر آورد ؛ اما باز شدن اين دروازهها و گرديدن درها به روى پاشنه چنان به سختى و نامطمئن صورت مىپذيرد كه درهم شكستن و فروريختن آن ، كار نادر و مشكلى نيست ؛ چنان كه در طول اقامت من دوبار اين امر رخ داد . در تابستان 1854 ( - 1 - 1270 ه . ق ) شاه كه در آن موقع در دو ميلى شهر سكونت داشت دستور داد فيلهايش را به نزدش ببرند . فيلبان شب ديرگاه با فيلها بازگشت و با دروازههاى بسته مواجه شد . التماس و تهديد هيچكدام مؤثر نيفتاد و وى از اين ترسيد كه مبادا فيلها سرما بخورند و بيمار شوند . در حال استيصال به زور دو فيل دروازه را گشود . هنگامى كه شاه مطلع شد بخشم آمد و مىخواست دستور قتل فيلبان را بدهد ؛ تنها تصور اينكه با اين كار دنيا را از ضعف شهر تهران خبردار خواهد كرد باعث شد كه مرد بيچاره نجات يابد . مدتى بعد شاهزاده دالگوروكى « 20 » در كالسكهء مجللش از پل متحرك ارك مىگذشت ؛ در آنجا دروازه به هنگام گشودن از پاشنه درآمد و فروافتاد
هامش
( 19 ) . در اصل آمده چهار هزار كلافتر( Klafter ). كلافتر واحد طول است برابر با از هم گستردن دو دست از نوك انگشت ميانهء يك دست تا منتهى اليه انگشت دست ديگر كه آن را با 8 / 1 متر برابر مىگيرند . - م .
( 20 ) .Dolgoruki( - دالقوركى ) .