دشتهاى مرتفع آمدهاند رواج پيدا مىكند ،
تقريبا هميشه چيزى مانند سرخجهء كاذب بيرون مىزند ،
ادرار تهنشين ندارد ،
در روزهاى نخستين بيمار عرق نمىكند ،
بيمارى هيچ تسكين موقت از خود نشان نمىدهد ،
گنهگنه هيچ تأثير قابل ملاحظهاى ندارد .
در نواحى باتلاقى و بين كسانى كه از آنجا به جلگههاى مرتفع آمدهاند رواج پيدا مىكند ،
از چنين چيزى خبرى نيست ، ادرار تهنشينى به رنگ آجر قرمز دارد ،
بيمار به صورت موضعى عرق مىكند ،
بيمارى تسكين موقت چشمگير دارد ،
گنهگنه از شدت بيمارى مىكاهد .
تب موذى هيچ علائم تب حصبهاى را ندارد و از تب ساده فقط در اثر شدت و خطرناكى خود مشخص مىگردد . براى آنكه با خوابآلودگى ، سكته ، مشرف به موت شدن يا و با اشتباه نشود ، نخست بايد به فصل سال توجه شود ، چه اين بيمارى منحصرا در طول ماه مرداد تا اواسط آبان ظاهر مىگردد ؛ دوم اينكه بايد سوابق در نظر گرفته شود : هميشه چند تب خفيف بر اين بيمارى مقدم است ؛ در مرحلهء سوم بايد دانست كه ناگهان تمام علائم ناراحتكننده ناپديد مىشود و عرق عمومى يا موضعى بروز مىكند . تشخيص صحيح بيمارى در اينجا اهميت قاطع دارد ، زيرا چون حملهء دوم ممكن است به مرگ بينجامد ، فقط چند ساعتى وقت براى درمان در اختيار طبيب است .
تبلرز شباهتهاى بسيارى به تب چركى و تب اورمى دارد و مىتوان منتظر بود كه در طول زمان ارتباطى اساسى بين امراض يا وجود يك اصل نافذ مشترك بين همهء آنها كشف گردد ؛ از اين رهگذر ممكن است روشنى تازهاى بر ماهيت اين بيمارى و طرز درمانش افكنده شود .
پس از جراحيها و بخصوص جراحيهاى مجارى ادرار تبهائى كه ناشى از زخم است بروز مىكند و اين تبها اغلب داراى مختصات تبلرز است و اين امر در مورد همهء سكنهء سواحل درياى خزر كه من آنها را در تهران عمل مىكردم مصداق داشت . هرگاه آنها را همچون بيماران تبلرز معالجه مىكردى هيچ خطرى در بين نبود اما شفاى بيمار دچار تأخير مىشد . همچنين تب نفاسى ( تب زايمان ) نيز به صورت تبلرز اغلب به سراغ زائوها مىآمد ؛ در اين مورد ديگر گنهگنه قدرت درمانى خود را ثابت مىكرد . اما چون اغلب عرق كردن بيمار و ضعف ناشى از آن همراه با نزلهء قصبة الريه تنها علامت بيمارى تب لرز است كه در پنهان ادامه دارد ، اين خطر هست كه اين بيمارى را با سل ريوى اشتباه كنند . در چنين موردى قرع ( كوبيدن به روى سينه ) و تأثير گنهگنه مطمئنترين راه براى تشخيص بشمار مىرود . دوبار كه برحسب رعايت آداب شرقى نتوانستم در مورد زنان به قرع متوسل شوم اين دو بيمارى را
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: ياكوب ادوارد پولاك
ص٤٩٥