صنعت و تجارت 6
پنبه . پشم . توليد شال . فرش . نمد . پتو و عبا . جوراب . واردات پارچه . پارچههاى ابريشمين . رنگرزى و سفيدگرى ( رنگگيرى ) . چرم . پوستدوزى . فلزات و طرز تهيهء آنها . مس . آهن . برنج . سرب . قلع . خاك لاجورد ( كبالت ) . منگنز . گوگرد . نمك طعام .
شوره . ذغال سنگ . جواهر . شيشه . چينى . سفال لعابدار . خاك كوزهگرى . صابون .
خاتمسازى . مينياتور . كوششهاى نافرجام براى ايجاد كارخانههائى از نوع اروپائى . پيشهورى .
تجارت . تجار ايرانى . تجار خارجى . مراكز تجارت . راههاى تجارى . گمركات . قنسولگريها .
صنايع ايران را هرچند با صنايع دول اروپائى نمىتوان قياس كرد اما روىهمرفته اين صنعت بىاهميت هم نيست و قسمت اعظم احتياجات داخلى را تأمين مىكند . هرگاه در نظر بگيريم كه از جانب دولت كوچكترين اقدامى براى ترويج و ترفيع كار و پيشه انجام نمىگيرد و حتى بر خلاف آن يك نظام نامعقول گمركى واردات كالاى خارجى را به ضرر مصنوعات داخلى مملكت تشويق مىكند و از سوى ديگر در اين مملكت جاده و وسايط ارتباطى وجود ندارد ، ذخاير فلزات در دل خاك مدفون مانده است و آهن را به قيمت گزاف بايد از خارج وارد كرد ، هرگاه نقايص ابزارها و ماشينها ، فقدان سرمايه ، نرخ سرسامآور بهره و ناچيزى اعتبارات را از خاطر دور نداريم ، آن وقت به آسانى از اينكه مىبينيم باز بعضى از محصولات صنعتى داخلى از عهدهء رقابت با فراوردههاى مشابه خارجى برمىآيد ، غرق حيرت مىشويم .
از دو قرن پيش - از هنگامى كه شاردن به ايران آمده - در كار صنايع ايران پيشرفتى رخ نداده است كه هيچ ، بلكه مىتوان گفت زوال و انحطاط نيز در اركان آن بروز كرده است . در برابر رقابت اروپائيان كه هر لحظه شديدتر مىشود ساختن بسيارى از اقلام و اشياء ديگر صرف نمىكند و فروش مواد خام بيشتر مقرون به صرفه است . از طرف ديگر به سبب جنگهاى داخلى چندين ساله ، مراكز صنعت مانند اصفهان و يزد و كرمان بخصوص زياد آسيب ديده است . صنايع و پيشهها نيز به همراه كارگران از بين رفت ، چه در هيچ كجاى دنيا مانند ايران بعضى از رشتههاى صنعت به شهرهاى معين بستگى انفكاكناپذير ندارد .
پنبهء محصول داخلى تا كمى پيش از اين به كار ساختن منسوجى زمخت و محكم به نام كرباس مىآمد كه مانند پارچههاى خشن كتانى ما پوشاك