يك سر ريسمانى بلند ظرفى بزرگ ، و به سر ديگر آن وزنهاى مىآويزند ؛ آن سر را كه وزنه دارد به بالاى بلندترين شاخهء محكمى كه مىتوان به آن دست يافت پرتاب مىكنند بطورى كه از طرف ديگر پائين بيفتد ؛ آنگاه مردى در آن ظرف بزرگ مىنشيند و كسى با كشيدن سر ديگر ريسمان او را بالا مىكشد ، و اين عمل را چندان تكرار مىكنند تا همهء انگورهاى تاك چيده و فرو آورده شود .
انگور در قسمت بزرگى از سال قاتق دلچسبى براى نان ايرانيان است .
مضافا به اينكه از آن شيره ، آبغوره ، مويز و كشمش يا « زبيب » ( كلمهء آلمانى
Zibeben
از آن و
Rosinen
از رز مشتق شده است ) ، شراب ، عرق و سركه نيز بدست مىآيد .
شيره را كه غلظت آن در حدود عسل است در خيك به بازار مىآورند و طبقات كمدرآمدتر از آن بهجاى شربت و قند در تهيهء شيرينيهاى دلخواه استفاده مىكنند . آب غوره از آب انگورهاى نارس است و خود جزء اصلى و مهم چاشنيها بشمار مىرود و بطور كلى چه در آشپزى و چه در طب ايرانى مقام مهمى دارد .
بيمارى مخصوص مو كه در سالهاى بين 1855 تا 1858 بعضى از تاكها را آلوده كرد ، توسعهء بيشترى نيافت و بسرعت از ميان رفت . صادرات مويز و كشمش به هندوستان و روسيه بسيار اهميت دارد و رو به تزايد است ؛ به همين سبب هم قيمت آن در سالهاى اخير به بيش از دو برابر افزايش يافته است .
از محصول نامرغوب كشمش مشروبى الكلى بدست مىآورند كه سختگير است .
چون نوشيدن شراب در اسلام حرام است فقط يهوديان و ارمنيان حق تهيهء آن را دارند و تازه اينها هم با محدوديتهاى زياد و مزاحمى دست بگريبانند . چهبسا كه خمرههاشان را مىشكنند و آنها را مجبور به پرداخت جريمههاى سنگين مىكنند . طرز انداختن شراب در ايران بسيار ناقص است .
انگور را در طشتهاى كوچك با پا لگد مىكنند و بعد عصارهء حاصل شده را با قسمتى از پوست و هستهء انگور در خمرههاى گلى مىريزند و خمرهها را با در باز در نقطهاى خنك و تاريك قرار مىدهند . به محض اينكه عمل تخمير آغاز شد در خمرهها را مىبندند . در حدود اواخر فروردين ديگر گمان مىكنند كه شراب به اندازهء كافى صاف شده و آن را در شيشه مىريزند . اين طرز عمل ناقص باعث مىشود كه شراب ترش و بدمزه شود و بخصوص به هنگام جابجا كردن كدر و دردآلود گردد . به همين دليل هم هست كه فقط مقدار اندكى از آن به خارج صادر مىشود ، درحالىكه هرگاه آن را به طريقى معقول و منطقى تهيه كنند ، شراب مىتواند يكى از منابع مهم درآمد ملى براى ايران باشد .
معمولا شرابهاى ايران كمعطر و تا بخواهيد از نظر الكل قوى است . مشهورترين انواع شراب اينهاست : شراب قهوهاى - سرخ فراوردهء درهء خلار نزديك اصفهان « 19 » كه تاكهاى آن را مطابق روايتى افسانهاى جمشيد شاه غرس كرده
هامش
( 19 ) . در اصلChaller، ظاهرا منظور همان خلار ، روستائى از شهرستان شيراز است ، زيرا در حوالى اصفهان محلى به اين نام شناخته نشد . - م .