آنى و فورى سفر را در آن گذاردهاند . تمام اين اسباب و لوازم را با استحكام لازم در مملكت مىسازند و ارزان مىفروشند .
در هر توقفگاهى كه حاكم مىايستد به عنوان پذيرائى از وى از طرف كدخدا گوسفندى قربانى مىشود . سفر حكام به علت ملتزمين ركاب زياد ، چندان پرخرج است كه علىرغم باج سبيلى كه آنها در طول مسافرت از مردم مىگيرند باز ثروت كلانى را ممكن است نابود كند .
قافله يا كاروان متشكل است از حدود يكصد تا دويست حيوان باركش كه اغلب قاطر است . پيشاپيش همه مجربترين اسب كه به همين دليل هم خيلى خوب تغذيه و تيمار شده است ، گام برمىدارد . اين اسب راه را خوب مىشناسد ، سرعت درست را انتخاب مىكند و هيچ حيوان ديگرى بر او مقدم نمىشود و پيشى نمىگيرد . هر حيوان باركش ، بارى در حدود يكصد و بيست كيلو حمل مىكند كه از چپ و راست او به وزن مساوى آويخته است . بار - هاى سنگين از قبيل غلات ، ميوه ، چوب و غيره با قافلههاى شتر حمل مىشود .
شتر مىتواند بر پشت خود بارى به سنگينى سه تا پنج سنتنر « 8 » حمل كند و چون اين حيوان در بين راه از گياهان خشك و بيابانى تغذيه مىكند حمل و نقل به وسيلهء شتر از ساير وسايل ارزانتر است . اما در زمينهاى سنگلاخ و براى مسافات بعيد كه وضع آن تغيير مىكند شتر را نمىبايد مورد استفاده قرار داد . در صحراى كرمان در تابستان پيكها از شترهاى يك كوهانه استفاده مىكنند و بهمچنين در مسافرت از سيستان به يزد و اصفهان .
روىهمرفته با اين حيوان بايد در روز بتوان بيست فرسخ راه سپرد . به علت كمبود آب در اينجا نمىتوان از ساير حيوانات استفاده كرد ؛ حال هرگاه نخواهند شتر يك كوهانه را به كار گيرند ناگزير بايد راه دور حاشيهء صحرا را پيش گيرند .
كرايهء حيوانات باركش مجموعا خيلى ارزان است و برحسب ارزان و گران شدن علوفه ، كمى و زيادى عبور و مرور ، موجود بودن بار در مبدأ و مقصد ، تفاوت مىكند . در راه بين تهران و تبريز كه از همه پررفتوآمدتر است و شانزده روز به طول مىكشد ، بين يك تا دو دوكات هلندى « 9 » براى هر رأس حيوان مىپردازند ، چنانكه با احتساب تمام مخارج فرعى ديگر مىتوان گفت كه مسافرت براى هر نفر حد اكثر سه دوكات تمام مىشود .
قافله معمولا شبها حركت مىكند و هربار شش فرسخ را كه برابر با 4 / 1 5 ميل آلمانى است طى مىكند . هدايت كنندهء قافله كه چاروادار يا چارپادار ناميده مىشود و ساير خدمه با گامهاى استوار پياده راه مىروند . حد اقل هر ده
هامش
( 8 ) .Zentnerمقياس وزن است . در آلمان معادل پنجاه و در اطريش صد كيلوگرم است .
در اين مورد چون مؤلف اطريشى است بايد رقمى بين سيصد تا پانصد كيلوگرم محسوب داشت كه زياد به نظر مىآيد . - م .
( 9 ) . در اين كتاب هر دو كات هلندى برابر با يك تومان طلا محسوب شده است . رجوع كنيد به فصل پنجم قسمت دوم تحت عنوان « وزن ، مقياس و سكه » . البته هركجا از تومان ذكر شده بديهى است كه منظور از آن سكهء تومان طلاست . - م .