تلاش براى وارد كردن تمدن اروپائى 9
تعليمات نظامى . انگليسيها و فرانسويها . اصلاحات امير نظام . مأموريت اتريشيها .
سفر ما . ورود به تهران . نشانههاى نامساعد . سقوط و مرگ امير . تأسيس مدرسهء نظام و مدرسهء طب . فعاليتهاى تعليماتى من . درمانگاه . كتابهاى درسى تشريح و جراحى من . جراحيها . طرح من براى بيمارستان . اجراى آن . دستورهاى بهداشتى من براى صاحبمنصبان قشون . شاگردان ايرانى رشتهء طب در پاريس . جذامخانهها . سروان مهندس زاتى « 1 » . سرباز چارنوتا « 2 » . بارون گوموان « 3 » . كلنل ماتراتسو « 4 » . سروان توپخانه كرزيس « 5 » . افسر سوار رميرو « 6 » . خداحافظى ما . گفتگو با شاه . ميسيون فرانسوى به فرماندهى برونيار « 7 » .
در ضمن جنگ انگليس و ايران شاه يكبار با خشم بسيار فرياد كشيد :
« واى اگر پاى اين فرنگيها به مملكت من نرسيده بود ما از همهء اين گرفتاريها خلاص بوديم ؛ اما حالا كه فرنگيها متأسفانه به زور آمدهاند من تا آنجا كه بتوانم از آنها استفاده مىكنم . » كليد تمام تدابيرى كه وى براى انتشار فرهنگ اروپائى به كار برده است در همين كلمات است ؛ وى فشار قدرتهاى بزرگ را بر خود احساس مىكند و مىكوشد با آنها با سلاح خودشان بجنگد .
اولين كارى كه در اين زمينه انجام شد اين بود كه قشون را با اصول تعليمات اروپائى آشنا كنند و ابزار جنگى را بهبود بخشند . تازه در همين اواخر ضرورت اين امر احساس شد كه پاى چند فن از فنون غير جنگى و مربوط به زمان صلح را نيز به ايران باز كنند و آن هم از آن جهت كه صنايع داخلى در معرض اين خطر مهلك قرار داشت كه بر اثر رقابت مصنوعات خارجى به كلى نابود و از بازار خارج شود . با استعدادى كه ايرانيان در ادراك سريع
هامش
( 1 ) .Geniehauptmann Zatti( 2 ) .Der Mineur Czarnotta( 3 ) .Baron Gumoens( 4 ) .Colonel Matrazzo( 5 ) .Krziz( 6 ) .Remiro( 7 ) .Brognart