سرعت حركات هر دم افزوده مىشود تا وقفهء كوچكى پديد آيد و آنگاه به تمرين ديگرى آغاز كنند .
وسايل ورزشى ايران بسيار ساده است . من تمرينها و حركات زير را بيشتر ديدهام :
پا زدن . تمام ورزشكاران دست را از آرنج خم مىكنند و به صورتى كه ساعد با محور بدن موازى مىشود و دو به دو مقابل هم جست مىزنند در ابتدا با تأنى و بعد با ضرب سريع تا اينكه تعداد حركات به دويست تا سيصد برسد و يا اينكه به ديوار گود تكيه مىدهند و با پائى كه از زانو و كمر خم شده است مدتى به ديوار مىكوبند و آنگاه نوبت به پاى ديگر مىرسد .
ميل گرفتن . دو گرز چوبى را كه وزن هريك بين پنج تا ده كيلو است به دور سر به دوران درمىآورند ؛ كاركشتهترها گاه يكى و گاه ديگرى را به هوا پرتاب مىكنند و با مهارت آنها را دوباره مىگيرند . اين حركات بخصوص عضلات بازوان و سينه را تقويت مىكند و پهلوانان سرشناس و نامآور بخصوص بازو و سينهء نيرومندى دارند .
سنگ گرفتن . به پشت مىخوابند . رانها را قدرى جمع مىكنند دو تختهء سنگين را بدست مىگيرند كه هركدام حدود بيست و پنج تا سى و پنج كيلو وزن دارد كه در وسط آن سوراخى است با چوبى به صورت مورب . اين تختهها را به روى سينه به داخل و خارج حركت مىدهند . اين تمرين سخت خستهكننده ، عضلات سينه و شكم و همچنين پشت را بسيار به كار مىاندازد .
شنا رفتن . چنان به روى زمين قرار مىگيرند كه فقط انگشتان پا و كف دست با زمين تماس داشته باشد و بقيهء بدن آزاد بماند ؛ آنگاه به تمرين آغاز مىكنند و متناوبا ثقل بدن را روى انگشتان پا و دست قرار مىدهند و به هنگام به جلو سريدن پيشانى همواره با زمين تماس پيدا مىكند . ديدم پهلوانانى را كه هشتصد بار پشت سر هم اين تمرين فرساينده را تكرار كردهاند . در اين تمرين عضلات پشت و بخصوص عضلات ناحيهء پهلو به بهترين نحو به فعاليت مىافتد .
كباده كشيدن . كباده كمانى است آهنين به وزن بيست كيلوگرم كه به جاى زه در آن زنجيرى آهنى ديده مىشود . اين اسباب را متناوبا مىكشند و رها مىكنند .
كشتى گرفتن . اين ورزش فقط توسط كشتىگيران حرفهاى انجام مىگيرد . در كشتى گرفتن فقط زور شرط نيست بلكه به كار بردن درست فنها نيز مهم است كه در اثر آن حريف بىآنكه خود متوجه باشد به زمين مىخورد .
تنها پس از تمرينهاى بسيار است كه مهارت لازم در اين ورزش بدست مىآيد ؛ حتى بهترين كشتىگير هم اگر مدتى از تمرين بازمانده باشد ديگر جرأت كشتى گرفتن و نبرد ندارد مگر آنكه روزهاى زيادى باز بكوشد و خود را مهيا و آماده سازد . در سراسر مشرق حكايتى كه سعدى به نحو احسن بيان كرده رواج دارد : « يكى از معلمان كشتى شاگردى مستعد داشت و به وى سيصد و شصت و پنج فن از فنون كشتى را آموخت . هنگامى كه معلم به كهولت رسيد
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: ياكوب ادوارد پولاك
ص١٣٥