امرا . اكثريت اين فرماندهان از خانوادههاى نجيبزاده و برجستهء محلى بودند . و اين خود مطلبى است كه بايد مورد تحقيق بيشتر قرار گيرد . به گفتهء شاردن اين فرماندهان داراى « عنوان بيگى » بودهاند « 121 » .
در جامع مفيدى فصل مخصوصى هست دربارهء مينباشيان و يوزباشيان ناحيهء يزد « 122 » . اولين مينباشى كه « در خطهء رشك بهشت يزد علم استقلال برافراشت » شخصى بود بهنام مولانا فخر الدين احمد بافقى . اجداد وى از ديرباز از شمار متعيّنين و برگزيدگان قصبهء بافق ( نزديك يزد ) بودند . دائى وى فقيه بود . او نيز در دورهء شاه عباس اول ( قبل از پيچىئيل 5 - 1004 - 7 - 1596 م . ) « 123 » به دربار آمد و مأمور شد كه در بافق و يزد در حدود سيصد مزدور به عنوان « ملازمان سركار خاصهء شريفه » گردآورى كند . اينان مىبايست در لشكركشىها در زمرهء ملازمان سلطنتى خدمت كنند . هنگامى كه وى با اين سيصد تفنگچى در دربار حضور يافت شاه وى را مورد مرحمت قرار داد و « . . . ولايت بافق و سريزد و فخرج يزد و بعضى از محال حومهء كرمان و مغازه و نوقات و غيرذلك را به تيول و ضبط او مقرر فرمود . . . مومى اليه در حكومت آن ولايات استقلال يافت » . « 124 » تا زمان تأليف همين فصل جامع مفيدى ، يعنى حداقل تا سال 1084 ( - 4 - 1673 م . ) « مينباشىگرى منصب موروثى » اعضاء اين خانواده بود . بعضى از اين مينباشيان علاوه بر اين عنوان بيگى هم داشتهاند .
دو تن از اينان موقتا در قندهار خدمت كردهاند و در همانجا نيز مردهاند . در اواخر دورهء صفويه هم باز همچنان يك نفر مينباشى در بافق مستقر بود . اما خبرى به ما
هامش
( 121 ) - شاردن ، جلد پنجم ، ص 275 .
( 122 ) - جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، صa215 تاa230 .
( 123 ) - در تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 526 ذكر وى ذيل وقايع اين سال آمده است ؛ همچنين رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 652 ، 797 .
( 124 ) - در موضع مزبور ، صa216 . دربارهء نواحى سريزد ، فخرج ، و جندق رجوع شود به فرهنگ جغرافيائى ايران ، جلد دهم ص 58 ، 109 ، 143 ؛ موقع درست بقيهء جاها تشخيص داده نشد .