بودند . گويا در ابتداى امر نفوذ ايران در آنها اندك بوده است . ضمن وقايع سال 950 ( - 44 - 1543 م . ) مآخذ چنين مىگويند كه گروهى براى تنبيه عشاير كلهر « كه همواره ياغى بودند » « 45 » فرستاده شد . ما فقط در زمان شاه اسمعيل دوم ( 5 - 984 - 7 - 1576 م . ) است كه به وضوح بهنام حاكم كرمانشاهان برمىخوريم « 46 » . در اين مورد خاص مانند ادوار بعد از كرمانشاهان اغلب بهنام سنقر « 47 » و دينور ياد مىشود .
عشاير كلهر حداكثر از زمان شاه صفى ( 1052 - 1038 - 1642 - 1629 م . ) تحت نظر حاكم سنقر و كرمانشاهان قرار گرفتند « 48 » . حاكم سنقر و كرمانشاهان از همان هنگام تا قرن هفدهم مسيحى ( - قرن يازدهم هجرى ) همواره از اتباع قبيلهء زنگنه بوده است . از زمان شيخ على خان - يكى از وقايعنامهها او را « بيگلربيگى ناحيهء مرزى بغداد » « * 48 » ناميده است . به بعد از ئيلانئيل 6 - 1015 ( - 6 - 1665 م . ) تا سال 1110 ( - 1698 م . ) سران قبيلهء زنگنه در دربار سهمى به عهده داشتند ( بدوا بعنوان « سردار » و بعدا در مقام وزير اعظم ) و نمايندگان « 49 » خود را به حاكمنشين گسيل مىداشتند . اين حاكم مطابق اظهار تذكرة الملوك به هيچ بيگلربيگى وابستگى نداشت ، اما خود نيز بيگلربيگى نبود « 50 » .
هامش
( 45 ) - بدين صورت است در خلاصة التواريخ ، صa137 ؛ مطابق تاريخ حيدرى ، صa578 اطاعت نكردند ، زيرا آنها در آنجا سخت مستقر بودند ( ؟ ) عين عبارت از اين قرار است :
« بواسطهء استحكام توطن » .
( 46 ) - رجوع شود به همين كتاب ، فصل اول ، بند ز تحت عنوان « دربارهء واليان » قسمت دوم ، ملاحظات تاريخى - جغرافيائى . بند ج - كردستان .
( 47 ) - سنقر كليائى امروز يكى از بخشهاى حوزهء كرمانشاه است .
( 48 ) - در دورهء شاه صفى ، شاه عباس دوم و شاه سليمان ، شاهرخ سلطان زنگنه و اعقابش « ايالت ولايت دينور و كلهر و سنقر » را داشتند ( خلدبرين ، ص 246 ، 273 ، 292 ؛ عباسنامه ، ص 182 ، 227 ( - خلد برين ، صb197 ،a221 ) ؛ كمپفر( Kaempfer )، ص 68 ؛ سانسون( Sanson )، ص 113 .
( * 48 ) - قصص الخاقانى ، نسخهء خطى . پاريس ، كتابخانهء ملى ، ذيل فارسى شمارهء 227 برگa269 : بيگلربيگى سرحد بغداد - فيلم اين كتاب به لطف آقاى پ . لوفت( Luft )در اختيار من قرار گرفت .
( 49 ) - دستور شهرياران ، صa108 : نائب حاكم كلهر و سنقر و كرمانشاهان ( رجوع كنيد به همان مأخذ ، صa12 ،a113 به بعد وb143 .
( 50 ) - تذكرة الملوك ، صb120 .