در كار طغيان و نافرمانى سام ميرزا ، ملك سلطان محمود وضعى دو پهلو اتخاذ كرد . بدين لحاظ شاه در تخاقوىئيل 4 - 943 ( - 8 - 1537 م . ) « 524 » قلعهگاه و اوق را جمعا بافراه ، اسفراز ( - سبزوار ) « * » ، غور ، دره ، اسكن ( ؟ ) ، ساخر « 525 » و تولك بهعنوان يك حكومت مجزا اعلام كرد . از آن گذشته ملك مىبايست نيمى از سيستان را به يك امير قزلباش واگذارد . اما وى گريخت و ميدان را براى ديگرى بلامعارض گذاشت . تا سال 985 ( - 8 - 1577 م . ) ديگر در اين ديار يا امراى قزلباش حكومت مىكردند يا شاهزادگان ، از اين پس باز ظاهرا اخلاف مستقل خاندان حكومتى گذشته بر سر كار آمدهاند .
شاه عباس اول در ايتئيل 7 - 1006 ( - 9 - 1598 م . ) در حين تجديد فتح خراسان بدوا سيستان را به حاكم كرمان اعطاء كرد . اما ملك بلافاصله براى عرض خدمتگزارى به حضور شاه شتافت « 526 » و از آن زمان به بعد بزرگان سيستان با دربار شاه روابط حسنهاى برقرار كردند .
نه به اقتضاى موقع از توابع سيستان بود « 527 » ، اما گاه از آن بهصورت حكومت مستقل نيز ذكر مىشود « 528 » . در زمان شاه عباس اول ما مطمئنا مىدانيم كه حاش به ملكها باج مىپرداخته است « 529 » .
هنگامى كه مكران ( در اينجا يعنى دزك ) از سال 19 - 1018 ( - 10 - 1609 م . ) گاهگاه باجگزار حكومت مركزى بود ديوان اعلى تا زمان شاه صفى اين وجوه را به سيستان واگذار مىكرد « 530 » .
هامش
( 524 ) - احياء الملوك در صb69 به بعد سال معينى را ذكر نمىكند . اما شاه در سال 4 - 943 ازبكان را كه پس از طغيان سام ميرزا به خراسان حملهور شده بودند از آن ديار راند .
جواهر الاخبار ، صa330 باز براى سال 972 ( - 5 - 1564 م . ) از يك « حاكم فراه و گاه و اوق و آن حدود » سخن مىگويد .
( 525 ) - اسكن و ساخر معلوم نشد در كجا واقعاند .
( * ) چنان كه در صفحات قبل يادآور شديم اين موضع بايد اسفزار باشد كه نام ديگر آن سبزار است . م .