موقت دايرهء سلطهء خود را به باشىآچوق ( ايمرتى ) « 479 » و بعدها تا كاخت نيز بگستراند . اما البته ناگزير شدند به فرمان شاه به زودى از باشىآچوق دست بردارند زيرا اين ناحيه برحسب قرارداد از متعلقات حكومت عثمانى شمرده مىشد « 480 » .
از دورهء رستم خان تا پايان دورهء فرمانروائى صفويه در تفليس ، گورى و صورم ساخلو قواى ايران مستقر بود « 481 » . تاورنيه گزارش مىدهد كه حكام كارتيل و كاخت هركدام سيصد سوار مسلمان براى حفظ و حراست خود در اختيار داشتند « 482 » .
3 - كاخت ، يعنى سومين ايالت گرجى كه در اينجا مورد بحث قرار مىگيرد در اواخر دورهء صفويه از رود عركچائى « * » واقع در مغرب « 483 » تا ناحيهء كخ در مشرق « 484 » گسترده بود ، يعنى شامل نواحى اطراف زكاتلى كه امروز خارج از حدود جمهورى گرجستان شوروى است نيز مىشد .
بر خلاف پادشاهان كارتيل فرمانروايان بگرتى كاخت تا زمان شاه عباس اول ( 1038 - 995 - 1629 - 1587 م . ) با موفقيت بسيار از سياست اغماض و تفاهم با همسايگان مقتدر خود پيروى كردند . مىشنويم كه اسكندر اول پادشاه كاخت قبلا
هامش
( 479 ) - رجوع شود به اصطلاح « باشىآچوق » براى ايمرتى در خلدبرين ، ص 246 ؛ مطابق با احسن التواريخ ، ص 306 شاه بگرت سوم ( شاه ايمرتى ) به « باشآچوق » سهرت داشت .
( 480 ) -Lang , The Last Years 87 F .( 481 ) - وخشتى ، ص 65 و بعد از آن ، 93 ، 96 و بعد از آن ؛ و رجوع شود به كروزينسكى ، ص 142 .
( 482 ) - تاورنيه ، ص 292 .
( 483 ) - رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 875 ، 891 .
( 484 ) - زگم كه امروز نزديك زكاتلى واقع است در حدود سال 1640 ناحيهء مرزى شمال شرقى كاخت بود ( تذكرة الملوك ، ص 166 ، حاشيهء نمرهء 3 ) .
( * ) نام اين رود در متن اين كتابArgwiذكر شده ، اما در تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 875 و 891 به صورت عركچائى آمده است . م .