در زندگىنامه محمد ( ص ) ، به نقل از ابن اسحاق ، قبل از آغاز ماموريت محمد ( ص ) چهار تن از قريش بتپرستى را ترك كرده و به دنبال يك دين واقعى بودند . آنها يك گروه سرّى تشكيل داده و به اعضا قبيله خود مىگفتند :
« شما دين پدران خود ( ابراهيم ) را فاسد كرده و تكه سنگى را عبادت مىكنيد كه نه مىتواند بشنود نه ببيند نه آزارى برساند و نه كمكى بنمايد . زيرا سوگند به خداوند كه شما هيچ دينى نداريد . پس آنان در زمين براى پيدا كردن دين آئين ابراهيمى ( حنيف ) به جستجو پرداختند » . 10
بعضى از محققان غربى معتقدند فرقه ( حنيفيه ) بيش از آنكه يك حقيقت تاريخى باشد از تعصبات بتپرستى پايان دوره جاهليت سرچشمه مىگيرد و پيروان آن بدين وسيله مىخواستند كه به اعتقادات خود تشخيص تازه و جامعترى ببخشند .
ولى به نظر مىرسد كه اين مسئله بايد ريشههايى حقيقى نيز داشته باشد . سه تن از اين چهار تن در زندگى محمد ( ص ) حضور داشته و جزو پيروان اوليه او بودند و نفر چهارم ، عثمان ابن حويرث . وقتى كه محمد ( ص ) بيست ساله بود ، در رديف افراد بسيار معتبر مكه به شمار مىرفت . او يك تاجر قريشى بود كه به دين مسيح گرويده و از ساير افراد قبيله خود مىخواست كه او را به پادشاهى قبول كنند . او قول داد كه زندگانى بسيار بهترى را براى آنها تدارك ببيند و روابط تجارى بسيار خوبى را با روم شرقى برقرار نمايد . به احتمال قوى او قصد همپيمان شدن با روم شرقى را داشت و ، بههرحال ، دعوت او توسط مردم ردّ شد ، زيرا قريش عميقا با ايده پادشاهى مخالفت مىورزيد .
سه حنيف ديگر نيز به عنوان اولين پيروان اسلام بسيار شناخته شده بودند : عبيد اللّه بن جهش ، پسرعموى محمد ( ص ) بود . او مسلمان شد ولى نهايتا به مسيحيت گرويد .
در فصل بعد با ورقه بن نوفل آشنا خواهيم شد كه پسر عموى همسر اول محمد ( ص ) بود و بعدها از مشوقين « 1 » اصلى محمد ( ص ) در ادامه راه پيامبرى پس از مبعوث شدن
هامش
( 1 ) - براساس مدارك تاريخى ورقه بن نوفل مردى حكيم بود كه با اطلاع و استفاده از تاريخ و قصص انبياء و آشنايى با بعضى از خصوصيات پيامبران الهى و كتب آسمانى و اخبار آنان ظهور پيامبر جديدى را در مكّه پيشگوئى مىنمود و به سبب نسبت خويشى با حضرت خديجه با او ملاقاتهايى داشته است ، ولى اينكه او مشوق پيامبر اسلام در ادامه راه پيامبرى باشد مطلقا صحيح نيست ، بلكه پيامبر اكرم از آغاز رسالت كه با نزول فرشته وحى از جانب خداوند بر آن