مىكردند . « 1 » آنها به زبان شعر همان احساسات درون افراد قبيله را بازگو مىكردند . به همين دليل جايگاه شعراء بسيار پرارزش بود . آنها تقريبا نقش روزنامههاى امروز را به عهده داشته با انتشار اطلاعات و تفسير وقايع ، نقش مهمى در تبليغات جنگ بازى مىكردند .
البته شخصيتهاى مجنون ديگرى نيز در زمان ظهور محمد ( ص ) از جايگاه خاص خود ( اگرچه نه چندان بالا ) برخوردار بودند . كاهنها كه نوعى پيامبر مجذوب محسوب مىشدند و معمولا از قدرت روانى بالائى برخوردار بودند ، نقش همان پيشگويان ( غيبگوهاى مورد اشاره ) در انجيل را ايفا مىكردند . كاهنها اگرچه نقش پيامبر را نداشتند ولى ، به عنوان فالبين و پيشگو ، مثلا براى پيدا كردن شتر گم شده يك فرد ، مىتوانستند مورد مشاوره قرار گيرند . كاهنها تخيلات بى پايه و اساس خود را در پوشش ظاهرى ساده و جملاتى مظلومانه ، ولى به ظاهر حكيمانه ، به مردم عامى تحميل مىكردند . به همين خاطر ، همانگونه كه در آينده خواهيم ديد ، محمد ( ص ) هيچ جايگاه خاصى براى اين افراد و تفسير آراء و عقايد و راههاى بىاساس آنها قائل نگرديد .
اما اعراب داراى زندگانى روحانى نيز بودند و به آن ارزش خاصى مىدادند .
مكانهاى مختلفى در گوشه و كنار عربستان وجود داشت كه از نظر آنان مقدس بوده و زيارتگاههائى بود كه شعائر كهن خود را پيرامون خدائى خاص انجام مىدادند . مهمترين اين زيارتگاهها خانه قديمى كعبه بود كه در نزديكى چشمه مقدس زمزم به صورت مكعب و از سنگهاى خارا ساخته شده بود . در گوشه شرقى خانه ، سنگ سياه ( حجر الاسود ) نصب گرديده بود كه ارزش آسمانى داشت و شايع بود كه از بهشت به زمين افتاده است . در زمان محمد ( ص ) خانه كعبه صرفا به خداى هبل اختصاص داشت ، كه از سرزمين نبطيان « 2 » ، كه در حال حاضر در اردن قرار دارد ، به خانه كعبه انتقال يافت . ولى جايگاه اصلى اين خانه را به « اللّه » ، خداى خدايان اعراب ، نسبت مىدادند . در دور كعبه ميدان دايره شكلى قرار داشت كه جايگاه
هامش
( 1 ) - اين مطلب درست نيست . جايگاه شعر در نزد عرب صرفا لذتجويى كلامى ، و ترسيم صحنههاى معاشقه جنسى و مبارزات و جنگها بود .
( 2 ) -Nabateans