فصل نهم صلح مقدس
پيروزى محمد ( ص ) بر قريش در محاصره مدينه نشانى از يك كوشش خارق العاده بود . پنج سال پيش از آن ، او به عنوان يك پناهنده فرسوده و خسته كه از لبه پرتگاه مرگ مكه گريخته بود به مدينه وارد شد . حال او با معكوس كردن اوضاع و احوال به تمام عربستان نشان مىداد كه مكه در لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته است .
آنها ديگر از شكست دادن محمد ( ص ) و امت نااميد گرديده و نمىتوانستند اعتبار از دست رفته را بازسازى نمايند . مكه حالا ديگر يك شهر محكوم شده بود و محمد ( ص ) ، همانگونه كه خالد بن وليد پس از تمام شدن محاصره مدينه اظهار نمود ، مرد آينده آن محسوب مىگرديد . قوانين سنتى قبيلهاى ، ايدئولوژى حلم ، و سرمايهدارى شتابنده آن نتوانسته بود در مقابل قوانين اخلاقى و اجتماعى اسلام مقاومت نمايد . بخش خونين فلسفه جهاد نيز اكنون به اتمام رسيده بود . « 1 » محمد ( ص ) هميشه تمايل داشت قريش را به خود متمايل سازد نه آنكه آنها را از ريشه نابود كند .
بنابراين ، او پس از اين محاصره بايد راه مصالحه را طورى بگشايد كه در آن نشانى از ضعف و دودلى ديده نشود ، و اين يك حقيقت مسلم بود .
در اين زمان به نظر مىرسد برداشت محمد ( ص ) از مأموريتش نيز متحول گرديده
هامش
( 1 ) - اگر در اين مقطع بخش خونين فلسفه جهاد باتمام رسيده بود پس جنگهاى ديگر و سريههاى ديگر چه معنايى داشتند ؟ جنگ حنين و طائف از بزرگترين جنگهاى پيامبر و پس از اين مقطع است .