كشانيدند ؟
آه خداى بزرگ ، مردان آنها هيچگاه به خوبى مردان ما نخواهند بود . آنها مىگويند كه ما با اروپائيان از يك ريشه هستيم ؛ ما جنگجو به دنيا آمدهايم . اين درست است و هيچكس نمىتواند آن را كتمان كند در صورتى كه در دين خود ( مسيحيت ) باقى نمىماندند و خدايان سهگانه را به جاى خداوند يكتا نمىپرستيدند . اگر اينچنين بود به حق آنان قوىترين مردان روى زمين بودند ، اما با لطف خداوند ما آنها را شكست خواهيم داد « 7 » .
اروپائيان در جنگ 1097 دوريلاوم « 1 » نسبت به سربازان مسلمان احساس فاميلى و همريشه بودن داشتند ، ولى دو سال بعد هنگامى كه بيت المقدس « 2 » را فتح نمودند نه تنها آنها را همريشه خود نمىديدند ، بلكه حتى به چشم انسان هم به آنها نمىنگريستند . آنها به آنچنان قتل عامى در شهر دست زدند كه تمامى همپيمانان آنها را نيز به تعجب واداشت . از اين تاريخ به بعد آنان مسلمانان را به عنوان كرمها و حشراتى مىديدند كه مىبايستى از سرزمين مقدس پاك گردند . نام رسمى مسلمانان در سپاه صليبى به كثافت « 3 » تغيير يافت .
تا قبل از سال 1100 هيچگونه علاقه و توجهى به محمد ( ص ) در اروپا وجود نداشت ، اما در سال 1120 همه مىدانستند كه او كيست . همانگونه كه افسانههاى رشادت و نوعدوستى شارل مانژ « 4 » ، پادشاه آرتور « 5 » و رابينهود « 6 » بر سر زبانها بود ، افسانه ماهوند « 7 » محمد ( ص ) ، نيز به عنوان چهرهاى ضد مسيح در افكار اروپائيان جا افتاده بود . آر . دبليو . ساترن « 8 » در كتاب خود ، ديدگاه غربى از اسلام در قرون وسطى ، درباره عقايد اسلامى چنين مىگويد :
جاى هيچ شكى نيست كه بين اين افسانهها و واقعيات آنها تفاوت بوده است و قسمتى از حقايق به صورت ناقص بيان شده است . اما پس از انتشار ، به جايگاهى ادبى دست يافته و توسط شعرا و اديبان هر ساله تغيير يافتهاند . از ديدگاه ادبى و شعر مورد علاقه مردم ، چهره ماهومت « 9 » و ساراكنهاى « 10 » پيرو او در نسلهاى پياپى بعدى تغيير بسيار اندكى يافت .
مانند تمام چهرههاى مشخص داستانها ، مردم به اين شخصيتها هم همانگونه كه ابتدا
هامش
( 1 ) -Dorylaeum( 2 ) -Jerusalem( 3 ) -Filth( 4 ) -Charlemagne( 5 ) -King Arthur( 6 ) -Robin Hood( 7 ) -Mahound( 8 ) -R . W . Southern( 9 ) -Mahomet( 10 ) -Saracens